misadjustments detected
تشخیص موارد تنظیم نامناسب
misadjustments corrected
اصلاح موارد تنظیم نامناسب
misadjustments observed
مشاهده موارد تنظیم نامناسب
misadjustments noted
ثبت موارد تنظیم نامناسب
misadjustments identified
شناسایی موارد تنظیم نامناسب
misadjustments addressed
رسیدگی به موارد تنظیم نامناسب
misadjustments minimized
کاهش موارد تنظیم نامناسب
misadjustments avoided
اجتناب از موارد تنظیم نامناسب
misadjustments analyzed
تجزیه و تحلیل موارد تنظیم نامناسب
misadjustments reported
گزارش موارد تنظیم نامناسب
misadjustments in the settings can lead to poor performance.
اختلالات در تنظیمات میتواند منجر به عملکرد ضعیف شود.
the engineer fixed the misadjustments in the machinery.
مهندس مشکلات تنظیم را در ماشینآلات رفع کرد.
regular maintenance can help prevent misadjustments.
تعویض منظم میتواند به جلوگیری از مشکلات تنظیم کمک کند.
misadjustments often occur during the installation process.
مشکلات تنظیم اغلب در طول فرآیند نصب رخ میدهد.
identifying misadjustments early can save time and money.
تشخیص مشکلات تنظیم در مراحل اولیه میتواند در زمان و هزینه صرفهجویی کند.
he was responsible for correcting the misadjustments in the project.
او مسئول رفع مشکلات تنظیم در پروژه بود.
misadjustments can cause significant delays in production.
مشکلات تنظیم میتواند باعث تأخیرهای قابل توجه در تولید شود.
the team conducted a review to identify any misadjustments.
تیم یک بررسی انجام داد تا هرگونه مشکل تنظیم را شناسایی کند.
proper training can reduce the likelihood of misadjustments.
آموزش مناسب میتواند احتمال بروز مشکلات تنظیم را کاهش دهد.
they discovered misadjustments in the calibration of the instruments.
آنها مشکلات تنظیم را در کالیبراسیون دستگاهها کشف کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید