faults

[ایالات متحده]/fɔːlts/
[بریتانیا]/fɔlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقص ها یا کمبودها؛ اشتباهات یا خطاها؛ سرزنش یا مسئولیت برای یک اشتباه

عبارات و ترکیب‌ها

find faults

یافتن نقص‌ها

faults found

نقص‌ها یافت شده‌اند

faults detected

نقص‌ها شناسایی شده‌اند

blame faults

مقصر دانستن نقص‌ها

faults identified

نقص‌ها شناسایی شدند

report faults

گزارش نقص‌ها

list faults

فهرست نقص‌ها

correct faults

اصلاح نقص‌ها

faults explained

توضیح نقص‌ها

check faults

بررسی نقص‌ها

جملات نمونه

everyone has faults, but it's important to learn from them.

همه اشتباه می‌کنند، اما مهم است که از آن‌ها درس بگیریم.

we should focus on improving our faults instead of hiding them.

ما باید بر روی رفع اشتباهات خود تمرکز کنیم به جای اینکه آن‌ها را پنهان کنیم.

his faults do not define his character.

اشتباهات او شخصیت او را تعریف نمی‌کنند.

it's essential to acknowledge one's faults for personal growth.

پذیرش اشتباهات خود برای رشد شخصی ضروری است.

she apologized for her faults and promised to do better.

او برای اشتباهاتش عذرخواهی کرد و قول داد بهتر عمل کند.

identifying faults can lead to better teamwork.

تشخیص اشتباهات می‌تواند منجر به کار تیمی بهتر شود.

he often criticizes others for their faults while ignoring his own.

او اغلب دیگران را به خاطر اشتباهاتشان مورد انتقاد قرار می‌دهد در حالی که از اشتباهات خود غافل است.

accepting faults is a sign of maturity.

پذیرش اشتباهات نشانه‌ای از بلوغ است.

we all have faults, but it's how we deal with them that matters.

همه ما اشتباه می‌کنیم، اما نحوه برخورد ما با آن‌ها مهم است.

learning to forgive faults in others fosters better relationships.

یادگیری بخشیدن اشتباهات دیگران باعث ایجاد روابط بهتر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید