misuse of authority
استفاده نادرست از قدرت
the misuse of public funds.
سوء استفاده از بودجه عمومی
a shoddy misuse of the honours system.
سوء استفاده نامناسب از سیستم افتخارات.
unjust exaction (as by the misuse of authority)
تصرف غیرقانونی (به دلیل سوء استفاده از قدرت)
He was sacked for computer misuse.
او به دلیل سوء استفاده از کامپیوتر اخراج شد.
He misused his dog shamefully.
او شرمسآورانه از سگ خود سوء استفاده کرد.
drugs of such potency that their misuse can have dire consequences.
مواد مخدر با چنین قدرت که سوء استفاده از آنها می تواند عواقب وخیمی داشته باشد.
It's frivol misuse of time, I confess .
این سوء استفاده بیحوصلگی از زمان است، اعتراف میکنم.
It disturbs me profoundly that you so misuse your talents.
اینکه شما اینقدر استعدادهای خود را سوء استفاده میکنید، عمیقاً آزار میدهد.
He had grossly misused his power.
او به شدت از قدرت خود سوء استفاده کرده بود.
He has taken a public stand on the issue of misuse of hospital funds.
او در مورد سوء استفاده از بودجه بیمارستان موضع علنی اتخاذ کرده است.
"In countries where there is a strong preference for sons, these newer, sophisticated technologies can be misused, facilitating female feticide."
در کشورهایی که ترجیح قوی برای پسران وجود دارد، این فناوریهای جدید و پیچیده میتوانند مورد سوء استفاده قرار گیرند و باعث سقط جنین دختران شوند.
or (2) “patent misuse,” usually found where certain terms in a patent license agreement are impermissibly broadened beyond the scope of the patent with anticompetitive effect.However, in Qualcomm v.
یا (2) «سوء استفاده از حق ثبت اختراع»، که معمولاً در جایی یافت میشود که شرایط خاصی در توافقنامه لایسنس حق ثبت اختراع به طور غیرمجاز فراتر از دامنه حق ثبت اختراع با اثرات ضد رقابتی گسترش مییابد. با این حال، در کوالکام در برابر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید