abuse

[ایالات متحده]/əˈbjuːs/
[بریتانیا]/əˈbjuːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سو استفاده؛ توهین؛ بدرفتاری؛ قصور پزشکی
vt. سو استفاده؛ توهین؛ بدرفتاری

عبارات و ترکیب‌ها

domestic abuse

سوء استفاده خانگی

emotional abuse

سوء استفاده عاطفی

verbal abuse

سوء استفاده کلامی

physical abuse

سوء استفاده فیزیکی

sexual abuse

سوء استفاده جنسی

drug abuse

سوء استفاده از مواد مخدر

child abuse

سوء استفاده از کودک

substance abuse

سوء استفاده از مواد

abuse of power

استفاده نادرست از قدرت

alcohol abuse

سوء استفاده از الکل

sex abuse

سوء استفاده جنسی

جملات نمونه

the abuse of privilege

استفاده سوء از امتیازات

the abuse of compulsory powers.

استفاده سوء از اختیارات اجباری.

Child abuse is a punishable offense.

سوء استفاده از کودکان یک جرم قابل مجازات است.

she spat abuse at the jury.

او با خشم و نفرت به سمت هیئت منصفه تف کرد.

I'm anti the abuse of drink and the hassle that it causes.

من مخالف سوء استفاده از نوشیدنی و دردسری که ایجاد می کند هستم.

egregious abuses of copyright.

نقض آشکار حق چاپ.

I'll not abuse your hospitality, your kindness.

من از مهمان نوازی و مهربانی شما سوء استفاده نخواهم کرد.

They gave me much abuse for no fault.

آنها بدون هیچ جرمی، بسیار زیاد به من توهین کردند.

the system of burgage and the abuse to the system of peasant-labors.

سیستم بوراج و سوء استفاده از سیستم کارگران دهقان.

correlated drug abuse and crime.

همبستگی بین سوء استفاده از مواد مخدر و جرم.

a correlation between drug abuse and crime.

همبستگی بین سوء استفاده از مواد مخدر و جرم.

You can't make personal abuse on her.

نمی توانید به او توهین شخصی کنید.

She screamed abuse at me.

او با خشم و نفرت به من فریاد زد.

therapy for sexually abused children

درمان برای کودکانی که از نظر جنسی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند

نمونه‌های واقعی

Honestly. This is child abuse. - They were terrible.

صادقانه. این سوء استفاده از کودک است. - آنها وحشتناک بودند.

منبع: "JK Rowling: A Year in the Life"

Doctors deduced she was being abused by her father and her brother.

پزشکان نتیجه گرفتند که پدر و برادرش او را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.

منبع: Criminal Minds Season 2

We shone a light on domestic abuse.

ما چراغی بر خشونت خانگی روشن کردیم.

منبع: Idol speaks English fluently.

She was exploited, she says, abused, a prisoner.

او می گوید که مورد سوء استفاده قرار گرفته، مورد بهره برداری قرار گرفته و اسیر است.

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

We will expose the abuses our government has perpetrated.

ما سوء استفاده هایی که دولت ما مرتکب شده است را افشا خواهیم کرد.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

No. My dad did not abuse me.

نه. پدرم از من سوء استفاده نکرد.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

This is nothing short of child abuse.

این چیزی کمتر از سوء استفاده از کودک نیست.

منبع: NPR News April 2021 Compilation

And he says Marcos Jr. has whitewashed those abuses.

و او می گوید مارکوس جونیور آن سوء استفاده ها را پاک کرده است.

منبع: NPR News May 2022 Collection

China has no anti-cruelty legislation to penalise animal abuse.

چین هیچ قانون ضد ظلم و ستیزه برای مجازات سوء استفاده از حیوانات ندارد.

منبع: Intermediate English short passage

Alcohol abuse remains a problem in Iceland.

سوء استفاده از الکل همچنان یک مشکل در ایسلند است.

منبع: VOA Special March 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید