exploit

[ایالات متحده]/ɪkˈsplɔɪt/
[بریتانیا]/ɪkˈsplɔɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. توسعه دادن یا به طور کامل استفاده کردن از؛ بهره‌برداری کردن؛ استخراج کردن
n. دستاورد؛ موفقیت

جملات نمونه

the company was exploiting a legal loophole.

شرکت از یک سوراخ قانونی سوء استفاده می‌کرد.

women are exploited in the workplace.

زنان در محیط کار مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند.

they exploited tax loopholes.

آنها از راه فرار مالیاتی سوء استفاده کردند.

the exploits of the famous heroes

آثار و دستاوردهای قهرمانان مشهور

an exploit that will add to her reputation.

یک دستاورد که به شهرت او خواهد افزود.

to exploit the oil under the sea

بهره‌برداری از نفت زیر دریا

her exploits never cease to amaze me.

دستاوردهای او هرگز باعث شگفتی من نمی‌شوند.

500 companies sprang up to exploit this new technology.

500 شرکت برای بهره‌برداری از این فناوری جدید پدید آمدند.

they seem to have exploited fully the openings offered.

به نظر می‌رسد آنها به طور کامل از فرصت‌های ارائه شده بهره‌برداری کرده‌اند.

the artist exploits the play of light across the surface.

هنرمند از بازی نور روی سطح بهره می‌برد.

Many countries exploit oil under the sea.

بسیاری از کشورها از نفت زیر دریا بهره‌برداری می‌کنند.

a mercenary recounting his exploits;

یک مزدور که در حال تعریف از دستاوردهای خود است;

The capitalists amass great wealth by exploiting workers.

سرمایه داران با استثمار کارگران ثروت زیادی جمع آوری می کنند.

She was keen to exploit her discovery commercially.

او مشتاق بود تا کشف خود را به صورت تجاری مورد استفاده قرار دهد.

The firm exploits its workers disgracefully.

شرکت به طرز شرم‌آوری از کارگران خود سوء استفاده می‌کند.

he was a dishonest hypocrite prepared to exploit his family.

او یک منافق نامريد بود که آماده بود از خانواده اش سوء استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید