mixed

[ایالات متحده]/mɪkst/
[بریتانیا]/mɪkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متشکل از مجموعه‌ای از عناصر مختلف، که با هم ترکیب شده‌اند؛ حاوی مخلوطی از کیفیت‌ها یا ویژگی‌های مختلف؛ متنوع در ترکیب

عبارات و ترکیب‌ها

mixed feelings

احساسات ترکیبی

mixed emotions

احساسات مختلط

mixed signals

سیگنال‌های متناقض

mixed results

نتایج ترکیبی

mixed opinions

نظرات ترکیبی

mixed reactions

واکنش‌های ترکیبی

mixed reviews

نقد و بررسی‌های ترکیبی

mixed up

درهم و برهم

mixed gas

گاز مخلوط

mixed forest

جنگل مختلط

mixed up in

درهم‌ریخته در

mixed acid

اسید مخلوط

mixed economy

اقتصاد مختلط

mixed flow

جریان ترکیبی

mixed signal

سیگنال ترکیبی

mixed doubles

دونفره ترکیبی

mixed use

استفاده ترکیبی

mixed layer

لایه ترکیبی

mixed bed

تخت ترکیبی

mixed salad

سالاد مخلوط

mixed feed

خوراک مخلوط

mixed media

رسانه ترکیبی

mixed bag

مجموعه‌ای از چیزها

mixed drink

نوشیدنی مخلوط

mixed design

طراحی ترکیبی

mixed hemorrhoid

هموروئید ترکیبی

جملات نمونه

an ethnically mixed community

یک جامعه چند نژادی

people of mixed race.

افراد با نژاد ترکیبی

the college's mixed hockey team.

تیم هاکی مختلط کالج.

the progeny of mixed marriages.

تبار حاصل ازدواج‌های مختلط

just a mixed-up kid.

فقط یک بچه درهم و برهم

mixed a batch of cement.

یک دسته سیمان مخلوط کرد.

They are all mixed up.

آنها کاملاً درهم و برهم هستند.

He was mixed up in the conspiracy.

او در توطئه درگیر بود.

a 40-story mixed-use tower; a mixed-use parcel of land.

برجی با کاربری ترکیبی 40 طبقه؛ زمینی با کاربری ترکیبی

a mixed assortment of sweets

مجموعه‌ای مخلوط از شیرینی‌ها

a side order of mixed salad

یک سینی جانبی از سالاد مخلوط

a year of mixed fortunes for the company

سال تحولات مختلف برای شرکت

Add a teaspoonful of mixed herbs.

یک قاشق چایخوری از گیاهان مخلوط شده اضافه کنید.

he mixed with the arty-crafty set.

او با گروه هنری و دستی نشست.

mixed marriages were forbidden.

ازدواج‌های مختلط ممنوع بودند.

up to eight tracks can be mixed simultaneously.

تا هشت ترک می توانند به طور همزمان مخلوط شوند.

Steve was mixed up in an insurance swindle.

استیو در یک کلاهبرداری بیمه درگیر بود.

a varied, mixed diet.

یک رژیم غذایی متنوع و مخلوط.

beaches with mixed sand and shingle.

ساحل با شن و خاج مخلوط

نمونه‌های واقعی

Here with Usher, it's a mixed bag.

در اینجا با اوشر، ترکیبی از احساسات مختلف وجود دارد.

منبع: Popular Science Essays

So, mixed reactions and mixed results from NAFTA.

بنابراین، واکنش‌ها و نتایج ترکیبی از توافقنامه NAFTA.

منبع: CNN 10 Student English August 2018 Compilation

The sense of grief was also mixed with outrage.

حس غم نیز با خشم مخلوط شده بود.

منبع: New York Times

Cosmopolitan describes a city which has many different people and cultures mixed together.

کاسموپلیتن شهری را توصیف می‌کند که افراد و فرهنگ‌های مختلفی با هم مخلوط شده‌اند.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

Ultimately, most of us have mixed feelings.

در نهایت، بیشتر ما احساسات متضادی داریم.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

Each of which mixed their own versions of Kodak yellow.

هر کدام نسخه‌های خود را از زرد کوداک مخلوط کردند.

منبع: Wall Street Journal

He turned out this way because he mixed with bad friends.

او به این شکل شد زیرا با دوستان بد معاشرت کرد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Right. And this is something that Republicans have been mixed on.

درست است. و این چیزی است که جمهوری‌خواهان در مورد آن دیدگاه‌های متفاوتی داشته‌اند.

منبع: NPR News January 2020 Compilation

It's great. - That's because it's mixed by waterfall.

عالی است. - این به این دلیل است که با آبشار مخلوط می‌شود.

منبع: Charlie and the Chocolate Factory

It has candy and other sweet things mixed into the ice cream.

دارای آبنبات و سایر چیزهای شیرین مخلوط شده در بستنی است.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید