taunted him
به او حقارت داد
taunted her
به او حقارت داد
taunted them
به آنها حقارت داد
taunted kids
به بچهها حقارت داد
taunted friends
به دوستان حقارت داد
taunted rivals
به رقبای خود حقارت داد
taunted players
به بازیکنان حقارت داد
taunted teammates
به همتیمیهای خود حقارت داد
taunted students
به دانشآموزان حقارت داد
taunted coach
به مربی حقارت داد
he taunted his friends during the game.
او دوستانش را در طول بازی مسخره کرد.
she was taunted by her classmates for her new haircut.
او به دلیل مدل موی جدیدش توسط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار گرفت.
the bully taunted the younger students.
زورگو دانش آموزان جوان تر را مسخره کرد.
they taunted him until he left the playground.
آنها او را تا زمانی که او زمین بازی را ترک کرد، مسخره کردند.
he couldn't believe how they taunted him online.
او باور نمی کرد که آنها چگونه او را به صورت آنلاین مسخره کردند.
she taunted him with clever remarks.
او با اظهارات هوشمندانه او را مسخره کرد.
the crowd taunted the opposing team.
تماشاگران تیم حریف را مسخره کردند.
after the loss, he was taunted by the fans.
پس از شکست، او توسط طرفداران مورد تمسخر قرار گرفت.
she often taunted her brother playfully.
او اغلب به طور بازیگانه برادرش را مسخره می کرد.
the comedian taunted the audience during his performance.
کمدین در طول اجرا مخاطبان را مسخره کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید