taunted

[ایالات متحده]/tɔːntɪd/
[بریتانیا]/tɔntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تمسخر گرفتن یا به کسی خندیدن

عبارات و ترکیب‌ها

taunted him

به او حقارت داد

taunted her

به او حقارت داد

taunted them

به آنها حقارت داد

taunted kids

به بچه‌ها حقارت داد

taunted friends

به دوستان حقارت داد

taunted rivals

به رقبای خود حقارت داد

taunted players

به بازیکنان حقارت داد

taunted teammates

به هم‌تیمی‌های خود حقارت داد

taunted students

به دانش‌آموزان حقارت داد

taunted coach

به مربی حقارت داد

جملات نمونه

he taunted his friends during the game.

او دوستانش را در طول بازی مسخره کرد.

she was taunted by her classmates for her new haircut.

او به دلیل مدل موی جدیدش توسط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار گرفت.

the bully taunted the younger students.

زورگو دانش آموزان جوان تر را مسخره کرد.

they taunted him until he left the playground.

آنها او را تا زمانی که او زمین بازی را ترک کرد، مسخره کردند.

he couldn't believe how they taunted him online.

او باور نمی کرد که آنها چگونه او را به صورت آنلاین مسخره کردند.

she taunted him with clever remarks.

او با اظهارات هوشمندانه او را مسخره کرد.

the crowd taunted the opposing team.

تماشاگران تیم حریف را مسخره کردند.

after the loss, he was taunted by the fans.

پس از شکست، او توسط طرفداران مورد تمسخر قرار گرفت.

she often taunted her brother playfully.

او اغلب به طور بازیگانه برادرش را مسخره می کرد.

the comedian taunted the audience during his performance.

کمدین در طول اجرا مخاطبان را مسخره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید