nationally

[ایالات متحده]/'næʃənəli/
[بریتانیا]/ˈnæʃən l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در مقیاس کشوری; به عنوان یک ملت.

جملات نمونه

a nationally known writer

یک نویسنده شناخته شده در سطح ملی

Blacks and other nationally oppressed peoples

اقلیت‌های سیاه‌پوست و سایر گروه‌های تحت ستم ملی

The place is nationally known for its melons and fruit,especially its seedless grapes.

این مکان به طور ملی به دلیل هندوانه و میوه هایش، به ویژه انگورهای بدون دانه اش شناخته شده است.

The team is nationally recognized for their achievements.

تیم به دلیل دستاوردهایشان در سطح ملی شناخته شده است.

She is a nationally ranked tennis player.

او یک بازیکن تنیس در سطح ملی رتبه دارد.

The company operates nationally, with branches in every major city.

شرکت به طور ملی فعالیت می کند، با شعبه هایی در هر شهر بزرگ.

The product is available nationally in stores and online.

محصول به طور ملی در فروشگاه ها و به صورت آنلاین در دسترس است.

The movie was a hit nationally, breaking box office records.

فیلم به طور ملی بسیار موفق بود و رکوردهای فروش را شکست.

He is a nationally recognized expert in his field.

او یک متخصص شناخته شده در سطح ملی در زمینه خود است.

The team competes nationally in various tournaments.

تیم در مسابقات مختلف به طور ملی رقابت می کند.

The new law will be implemented nationally starting next month.

قانون جدید از ماه آینده به طور ملی اجرا خواهد شد.

The singer's album topped the charts nationally.

آلبوم خواننده به طور ملی در صدر جدول قرار گرفت.

The company is expanding nationally, opening new stores in different regions.

شرکت به طور ملی در حال گسترش است و فروشگاه های جدیدی را در مناطق مختلف باز می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید