domestically

[ایالات متحده]/də'mestikəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. درون کشور خود; به روشی که برای خانه یا خانواده معمولی یا مناسب است

جملات نمونه

the on-hand merchandise supplies each kind of import, the domestically produced second-hand mobile crane, the autohoist.

کالاهای موجود، هر نوع واردات، جرثقیل موبایل دست دوم تولید داخل و اتوهویست را تامین می کنند.

The company focuses on selling domestically-produced goods.

شرکت بر فروش کالاهای تولید داخل تمرکز دارد.

She prefers to travel domestically rather than internationally.

او ترجیح می دهد به جای سفر بین المللی، به صورت داخلی سفر کند.

Domestically, the economy is showing signs of improvement.

در داخل کشور، اقتصاد نشانه‌های بهبود را نشان می‌دهد.

The team performed well domestically but struggled in international competitions.

تیم در داخل کشور عملکرد خوبی داشت اما در مسابقات بین المللی مشکل داشت.

Domestically, the political situation remains stable.

در داخل کشور، وضعیت سیاسی همچنان پایدار است.

Domestically, the healthcare system needs to be improved.

در داخل کشور، سیستم بهداشت و درمان نیاز به بهبود دارد.

They decided to focus on expanding domestically before considering international markets.

آنها تصمیم گرفتند قبل از در نظر گرفتن بازارهای بین المللی، بر گسترش داخلی تمرکز کنند.

Domestically-grown fruits and vegetables are fresher and more environmentally friendly.

میوه و سبزیجات محصول داخلی تازه تر و سازگارتر با محیط زیست هستند.

The government is working on policies to boost domestically-made products.

دولت در حال کار بر روی سیاست‌هایی برای تقویت محصولات تولید داخلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید