objectively

[ایالات متحده]/əb'dʒektivli/
[بریتانیا]/əbˈd ʒ ɛktɪvlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت عینی

عبارات و ترکیب‌ها

viewed objectively

بررسی شده به صورت عینی

جملات نمونه

Everything that exists objectively can be understood.

هر آنچه که به طور عینی وجود دارد را می توان درک کرد.

He hoped they would write objectively about China.

او امیدوار بود که آنها به طور عینی در مورد چین بنویسند.

It's important to assess situations objectively.

ارزیابی وضعیت به طور عینی مهم است.

She approached the problem objectively, without bias.

او مسئله را به طور عینی و بدون تعصب بررسی کرد.

To make a fair decision, you need to look at the evidence objectively.

برای اتخاذ یک تصمیم منصفانه، باید مدارک را به طور عینی بررسی کنید.

He tried to analyze the data objectively, focusing only on the facts.

او سعی کرد داده ها را به طور عینی تجزیه و تحلیل کند و فقط بر روی حقایق تمرکز کند.

It's challenging to remain objectively when emotions are involved.

هنگامی که احساسات دخیل هستند، حفظ بی طرفی چالش برانگیز است.

The journalist reported the news objectively, without adding personal opinions.

روزنامه‌نگار اخبار را به طور عینی گزارش کرد، بدون افزودن نظرات شخصی.

In order to reach a fair conclusion, we must evaluate all aspects objectively.

برای رسیدن به یک نتیجه عادلانه، باید همه جوانب را به طور عینی ارزیابی کنیم.

It's important to view the situation objectively before making a decision.

قبل از اتخاذ تصمیم، دیدن وضعیت به طور عینی مهم است.

The scientist conducted the experiment objectively, following strict protocols.

دانشمند آزمایش را به طور عینی انجام داد و از پروتکل های سختگیرانه پیروی کرد.

To have a productive discussion, it's essential to communicate objectively and respectfully.

برای داشتن بحثی سازنده، برقراری ارتباط به طور عینی و محترمانه ضروری است.

نمونه‌های واقعی

Well, now, let's look at this objectively.

خب، حالا، بیایید به این موضوع به صورت عینی نگاه کنیم.

منبع: Friends Season 7

But this makes claims of efficacy impossible to test objectively.

اما این باعث می شود که اثبات ادعای اثربخشی به صورت عینی غیرممکن باشد.

منبع: The Economist - Technology

You are objectively making a huge mistake.

شما به طور عینی مرتکب اشتباه بزرگی می شوید.

منبع: Silicon Valley Season 5

And I'm saying, " Well, objectively, probably both."

و من می گویم: "خب، به طور عینی، احتمالاً هر دو."

منبع: Global Leaders of the Era

We call the other, objectively measurable characteristics signs.

ما ویژگی های قابل اندازه گیری دیگر را به عنوان نشانه می نامیم.

منبع: Crash Course: The Science of Pandemics

It certainly does give you a sense of how Janet Yellen viewed herself objectively in the article.

مطمئناً به شما این حس را می دهد که Janet Yellen خود را به طور عینی در مقاله چگونه می دیده است.

منبع: CNN Listening Compilation January 2014

Objectively speaking, colors are definitely real.

به طور عینی، رنگ ها قطعاً واقعی هستند.

منبع: Simple Psychology

That device is bad, objectively bad.

آن دستگاه بد است، به طور عینی بد است.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Is not ending your speech with pump-up music just objectively better?

آیا پایان دادن به سخنرانی خود با موسیقی تقویت کننده فقط به طور عینی بهتر نیست؟

منبع: 2023 Celebrity High School Graduation Speech

" We must correct what we find objectively wrong, " he responded tersely.

" ما باید آنچه را که به طور عینی اشتباه می بینیم، تصحیح کنیم، " او با لحنی تند پاسخ داد.

منبع: NPR News September 2020 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید