fairly

[ایالات متحده]/ˈfeəli/
[بریتانیا]/ˈferli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور نسبتاً؛ معقولانه؛ کاملاً

عبارات و ترکیب‌ها

fairly good

بسیار خوب

fairly certain

تا حدودی مطمئن

fairly accurate

تا حدودی دقیق

جملات نمونه

a fairly good dinner.

یک شام نسبتاً خوب.

a fairly neutral background.

یک پس‌زمینه نسبتاً خنثی.

fairly aswoon with delight.

نسبتاً غرق در لذت.

This is a fairly easy book.

این یک کتاب نسبتاً آسان است.

The suitcase is fairly heavy.

چمدان نسبتاً سنگین است.

sociology is a fairly new discipline.

جامعه‌شناسی یک رشته نسبتاً جدید است.

a fairly junior level of management.

یک سطح نسبتاً پایین‌تر مدیریتی.

The walls fairly shook with their bellowing.

دیوارها به شدت با فریادهایشان لرزیدند.

It is a fairly shoddy way to treat an employee.

این یک راه نسبتاً بد برای رفتار با یک کارمند است.

the first half of the match was fairly even.

نیمه اول مسابقه نسبتاً مساوی بود.

I get on fairly well with everybody.

من نسبتاً خوب با همه کنار می‌آیم.

he fairly snarled at her.

او به طرز خشمگینانه به او پوزخند زد.

a fairly high-handed decision.

یک تصمیم نسبتاً خودسرانه.

an army officer of fairly high rank.

یک افسر ارتش با رتبه نسبتاً بالا.

the film's title is fairly self-explanatory.

عنوان فیلم نسبتاً خودسرانه است.

most doctors are fairly unshockable.

اکثر پزشکان نسبتاً غیرقابل تکان دادن هستند.

watching TV is a fairly unsociable activity.

تماشای تلویزیون یک فعالیت نسبتاً غیراجتماعی است.

act fairly by all men

با همه مردان به طور عادلانه رفتار کنید.

I fairly caught sight of him.

من به طور اتفاقی او را دیدم.

He was fairly beside himself with rage.

او به شدت از خشم از خود خارج شده بود.

نمونه‌های واقعی

It can make sure countries share water fairly.

این می‌تواند اطمینان حاصل کند که کشورها به طور عادلانه آب را به اشتراک می‌گذارند.

منبع: Business English Encyclopedia

One, is that this country does not serve all kids in our schools fairly.

یکی اینکه این کشور به طور عادلانه به همه کودکان در مدارس ما خدمات ارائه نمی‌دهد.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

It will be fairly grueling forced labor.

کار اجباری به طور نسبتاً طاقت‌فرسا خواهد بود.

منبع: CNN Selected March 2016 Collection

Scarlett wanted to giggle at her discomfiture, for Rhett had caught her fairly.

اسکارلت می‌خواست از ناراحتی خود بخندد، زیرا رت او را به طور منصفانه به دام انداخته بود.

منبع: Gone with the Wind

The nature of modern farming makes livestock rustling fairly easy.

ماهیت کشاورزی مدرن، سرقت دام را نسبتاً آسان می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

No, I'm fairly intuitive. And psychic.

نه، من به طور نسبتاً شهودی هستم. و روان‌شناس.

منبع: Friends Season 3

Most of them have fairly good education.

اکثر آنها به طور نسبتاً خوب تحصیل کرده‌اند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

I think paying the employees fairly, as well organizing team building exercise, like obstacle challenges.

به نظر من پرداخت عادلانه به کارمندان و همچنین سازماندهی فعالیت‌های تیم‌سازی مانند چالش‌های موانع، ایده خوبی است.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

Anaphora fairly well is repeated again to stress the significance of their parting, fairly simple.

تشابه نسبتاً خوب دوباره تکرار می‌شود تا اهمیت جدایی آنها را نشان دهد، نسبتاً ساده.

منبع: Appreciation of English Poetry

So these results have to be taken with a fairly large grain of salt.

بنابراین باید این نتایج را با یک غلظت نسبتاً زیاد نمک در نظر گرفت.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید