odds

[ایالات متحده]/ɒdz/
[بریتانیا]/ɑːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نابرابری; احتمال; شانس; تفاوت.

عبارات و ترکیب‌ها

defy the odds

با وجود احتمالات مخالف بودن

long odds

شانس طولانی

surmount the odds

غلبه بر شانس

odds and ends

چیزهای مختلف

odds-on favorite

علاقه‌مند با شانس بالا

beat the odds

غلبه بر شانس

odds ratio

نسبت شانس

even odds

شانس مساوی

at odds with

در تضاد با

against all odds

علی‌رغم تمام مشکلات

جملات نمونه

The odds are in their favor.

شانس به نفع آنهاست.

residuary odds and ends

وسایل و متعلقات باقیمانده

The odds are against him.

شانس علیه اوست.

The odds are against us.

شانس علیه ماست.

the odds are that he is no longer alive.

احتمال دارد که او دیگر زنده نباشد.

against all odds the child survived.

علی‌رغم تمام مشکلات، کودک زنده ماند.

I ask no odds of them.

من هیچ شرطی از آنها نمی خواهم.

She is at odds with her boss.

او با رئیسش در تضاد است.

The odds are 5 to 1 that she will win.

شانس برد او 5 به 1 است.

triumph against seemingly insuperable odds

پیروزی در برابر موانع به ظاهر غیرقابل غلبه

miscellaneous odds and ends

اشیاء و وسایل متفرقه

the odds were 5:1 against England.

شانس‌ها 5 به 1 علیه انگلیس بود.

from that day forward the Assembly was at odds with us.

از آن روز به بعد، مجلس با ما در تضاد بود.

with Nicer starting at odds of 8-1.

با شروع نیکر با شانس 8-1.

it is possible for the race to be won at very long odds .

امکان دارد مسابقه با شانس بسیار طولانی برنده شود.

the odds against this ever happening are high.

احتمال اینکه این اتفاق هرگز نیفتد بسیار زیاد است.

she clung to the lead against all the odds .

او علی‌رغم تمام شانس‌ها به رهبری چسبید.

his behaviour is at odds with the interests of the company.

رفتار او با منافع شرکت در تضاد است.

I'd lay odds that the person responsible is an insider.

من شرط می‌بندم که فرد مسئول یک فرد داخلی است.

نمونه‌های واقعی

And the odds are that...-We don't believe in odds. -Good, neither do I.

و احتمال این است که...-ما به احتمالات باور نداریم. -خوب، من هم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

I'll give you excellent odds on that one.

من آن را با شانس عالی به شما خواهم داد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Vigilance is necessary if you want to beat the odds.

اگر می خواهید بر شانس غلبه کنید، هوشیاری لازم است.

منبع: Love Story

Abe, you heard the odds. - Baby...

آبه، شما شنیدید شانس ها را. - بچه...

منبع: S03

Say, um, can I store some odds and ends in your garage?

بگو، اممم، آیا می توانم برخی از احتمالات و وسایل را در گاراژ شما ذخیره کنم؟

منبع: Desperate Housewives Season 1

" Who makes betting odds, is it an algorithm? "

"چه کسی شانس شرط بندی را تعیین می کند، آیا الگوریتمی است؟"

منبع: Connection Magazine

I give us slightly better odds than Exton.

ما شانس های کمی بهتری نسبت به اکستون داریم.

منبع: Lost Girl Season 2

Peter Smith and this team have overcome the odds.

پیتر اسمیت و این تیم بر شانس غلبه کرده اند.

منبع: Searching for life on Mars

But I'll be there to change the odds.

اما من آنجا خواهم بود تا شانس ها را تغییر دهم.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

4 to 1 against. I've beaten longer odds.

4 به 1 در برابر. من شانس های طولانی تری را شکست داده ام.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید