certainly
مطمئناً
for certain
برای اطمینان
with certainty
با اطمینان
a certain extent
تا حدی
a certain degree
تا درجه مشخصی
certain level
سطح مشخص
certain of
مطمئن از
certain effect
اثر مشخص
make certain
مطمئن کردن
certain areas
مناطق مشخص
to be certain
برای اطمینان بودن
under certain circumstance
تحت شرایط خاص
make certain of
مطمئن کردن از
certain event
رویداد مشخص
to a certain degree; a certain delay in the schedule.
تا حدودی؛ تأخیر در برنامه.
Is it certain that they will win?
آیا مطمئن هستند که برنده خواهند شد؟
We are certain of success.
ما از موفقیت مطمئن هستیم.
He is certain to come.
او مطمئناً خواهد آمد.
We are certain of victory.
ما از پیروزی مطمئن هستیم.
a lady of a certain age
خانمی با سن خاص
a quick and certain remedy.
یک درمان سریع و مطمئن.
a certain Ms. Johnson.
خانم جانسون خاص
We are certain to be victorious.
ما مطمئناً پیروز خواهیم شد.
There is no certain cure for this disease.
هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد.
She herself was certain of the facts.
خودش از حقایق مطمئن بود.
postulate for certain conditions
فرضیه برای شرایط خاص
I myself was certain of the facts.
خود من از حقایق مطمئن بودم.
an exhaustive lecture on a certain subject
یک سخنرانی جامع در مورد یک موضوع خاص
a certain indisposition to face reality
یک نوع خاص از عدم تمایل به مواجهه با واقعیت
certain qualifier for finals
شرایط خاص برای دور نهایی
certain of his friends
برخی از دوستانش
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید