certain

[ایالات متحده]/ˈsɜːtn/
[بریتانیا]/ˈsɜːrtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مطمئن، بدون تردید؛ دارای اطمینان؛ قطعی
pron. برخی، چند، چندین.

عبارات و ترکیب‌ها

certainly

مطمئناً

for certain

برای اطمینان

with certainty

با اطمینان

a certain extent

تا حدی

a certain degree

تا درجه مشخصی

certain level

سطح مشخص

certain of

مطمئن از

certain effect

اثر مشخص

make certain

مطمئن کردن

certain areas

مناطق مشخص

to be certain

برای اطمینان بودن

under certain circumstance

تحت شرایط خاص

make certain of

مطمئن کردن از

certain event

رویداد مشخص

جملات نمونه

to a certain degree; a certain delay in the schedule.

تا حدودی؛ تأخیر در برنامه.

Is it certain that they will win?

آیا مطمئن هستند که برنده خواهند شد؟

We are certain of success.

ما از موفقیت مطمئن هستیم.

He is certain to come.

او مطمئناً خواهد آمد.

We are certain of victory.

ما از پیروزی مطمئن هستیم.

a lady of a certain age

خانمی با سن خاص

a quick and certain remedy.

یک درمان سریع و مطمئن.

a certain Ms. Johnson.

خانم جانسون خاص

We are certain to be victorious.

ما مطمئناً پیروز خواهیم شد.

There is no certain cure for this disease.

هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد.

She herself was certain of the facts.

خودش از حقایق مطمئن بود.

postulate for certain conditions

فرضیه برای شرایط خاص

I myself was certain of the facts.

خود من از حقایق مطمئن بودم.

an exhaustive lecture on a certain subject

یک سخنرانی جامع در مورد یک موضوع خاص

a certain indisposition to face reality

یک نوع خاص از عدم تمایل به مواجهه با واقعیت

certain qualifier for finals

شرایط خاص برای دور نهایی

certain of his friends

برخی از دوستانش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید