chances

[ایالات متحده]/ˈtʃɑːnsɪz/
[بریتانیا]/ˈCHANSeez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امکان اینکه چیزی اتفاق بیفتد یا اینکه یک رویداد احتمالاً روی دهد.; فرصتی برای اینکه چیزی اتفاق بیفتد یا انجام شود.; یک خطر یا تهدید اینکه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.
v. به طور تصادفی روی دادن; ناگهانی اتفاق افتادن.; ریسک یا شانس روی چیزی را گرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

take chances

شانس گرفتن

good chances

شانس‌های خوب

better chances

شانس‌های بهتر

missed chances

شانس‌های از دست رفته

equal chances

شانس‌های برابر

real chances

شانس‌های واقعی

limited chances

شانس‌های محدود

winning chances

شانس‌های برنده شدن

great chances

شانس‌های عالی

no chances

هیچ شانسی

جملات نمونه

there are many chances to improve your skills.

فرصت‌های زیادی برای ارتقای مهارت‌هایتان وجود دارد.

she took her chances and applied for the job.

او شانس خود را امتحان کرد و برای شغل درخواست داد.

he missed his chances to win the game.

او شانس خود را برای بردن بازی از دست داد.

we should take chances when they come.

ما باید شانس‌ها را غنیمت شماریم وقتی که می‌آیند.

there are few chances left to change the situation.

چند فرصت باقی مانده است تا وضعیت را تغییر دهیم.

she believes in giving people second chances.

او معتقد است که به مردم فرصت‌های دوباره دادن مهم است.

taking chances can lead to great rewards.

گرفتن شانس‌ها می‌تواند منجر به پاداش‌های بزرگی شود.

he has a good chance of winning the competition.

او شانس خوبی برای برنده شدن در مسابقه دارد.

they are exploring new chances for collaboration.

آنها فرصت‌های جدید برای همکاری را بررسی می‌کنند.

we need to assess our chances before making a decision.

ما باید شانس‌های خود را قبل از تصمیم‌گیری ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید