omnipresent

[ایالات متحده]/ˌɒmnɪˈpreznt/
[بریتانیا]/ˌɑːmnɪˈpreznt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در همه جا حاضر

جملات نمونه

Social media is omnipresent in today's society.

شبکه‌های اجتماعی در جامعه امروز همه جا حاضر هستند.

The company aims to be omnipresent in the global market.

هدف شرکت حضور در سرتاسر بازار جهانی است.

Technology has become omnipresent in our daily lives.

فناوری به طور همه‌گیر در زندگی روزمره ما شده است.

The brand's logo is omnipresent on their products.

لوگوی برند به طور همه‌گیر روی محصولات آنها وجود دارد.

Graffiti is omnipresent in this part of the city.

طرح روی دیوارها در این قسمت از شهر همه جا وجود دارد.

The smell of fresh bread was omnipresent in the bakery.

بوی نان تازه در سراسر نانوایی وجود داشت.

The artist's influence is omnipresent in the art world.

تاثیر هنرمند در دنیای هنر همه جا حاضر است.

The sound of music was omnipresent at the festival.

صدای موسیقی در جشنواره همه جا وجود داشت.

In a small town, gossip is omnipresent.

در یک شهر کوچک، شایعات همه جا وجود دارد.

The feeling of nostalgia was omnipresent during the reunion.

احساس نوستالژی در طول دیدار مجدد همه جا وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید