outflow

[ایالات متحده]/ˈaʊtfləʊ/
[بریتانیا]/ˈaʊtfloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جریان یافتن; چیزی که جریان می یابد; مقدار جریان یافته
vi. جریان یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

cash outflow

خروج وجه نقد

capital outflow

خروج سرمایه

outflow of funds

خروج وجوه

outflow of information

خروج اطلاعات

جملات نمونه

The outflow of funds from the company has caused financial difficulties.

خروج وجوه از شرکت منجر به مشکلات مالی شده است.

The outflow of information from the leak has caused a security breach.

نشت اطلاعات از نشت اطلاعات باعث نقض امنیت شده است.

The outflow of water from the dam was controlled to prevent flooding.

خروج آب از سد برای جلوگیری از سیل کنترل شد.

The outflow of emotions in her writing was powerful and moving.

خروج احساسات در نوشته های او قدرتمند و تاثیرگذار بود.

The outflow of refugees from the war-torn country is a humanitarian crisis.

خروج آوارگان از کشور جنگ زده بحران انسانی است.

The outflow of talent from the company is a concern for its future success.

خروج استعداد از شرکت برای موفقیت آینده آن نگران کننده است.

The outflow of pollutants from factories is harming the environment.

خروج آلاینده ها از کارخانه ها به محیط زیست آسیب می رساند.

The outflow of customers from the store is due to poor customer service.

خروج مشتریان از مغازه به دلیل خدمات ضعیف مشتریان است.

The outflow of resources from the region is impacting its development.

خروج منابع از منطقه بر توسعه آن تأثیر می گذارد.

The outflow of energy from the sun sustains life on Earth.

خروج انرژی از خورشید حیات را روی زمین حفظ می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید