overflow

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈfləʊ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈfloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. سرریز شدن; طغیان کردن
n. عمل سرریز شدن; چیزی که سرریز می‌شود; شخص یا چیزی که بیش از حد برای جا دادن در نظر گرفته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

data overflow

سرریز داده

buffer overflow

سرریز بافر

overflow valve

شیر برقی

overflow weir

بند برقی

overflow with

سرریز با

stack overflow

سرریز پشته

overflow dam

سد سرریز

overflow tank

تانک سرریز

overflow pipe

لوله سرریز

جملات نمونه

an overflow of sewage.

سرریز فاضلاب

the overflowing bounty of nature.

وفور منافع طبیعت

The milk is overflowing the cup.

شیر لیوان را سرریز می کند.

The nurse is overflowing with love.

پرستار سرشار از عشق است.

there was some overflow after heavy rainfall.

پس از بارش شدید، کمی سرریز وجود داشت.

He sang before overflow crowds.

او در مقابل جمعیت انبوه خواند.

a house overflowing with guests;

خانه‌ای پر از مهمان;

The flood overflowed the valley.

سیل دره را سرریز کرد.

The goods overflowed the warehouse.

کالاها انبار را سرریز کردند.

The overflow from the bath ran on to the floor.

سرریز از وان روی زمین پخش شد.

There is an overflow of cheap ballpoint pens in the market.

بازاری وجود دارد که در آن ماژیک‌های ارزان قیمت به وفور یافت می‌شوند.

The crowd overflowed into the street.

جمعیت به خیابان سرریز کرد.

The cup overflowed with beer.

لیوان پر از آبجو سرریز شد.

chemicals overflowed from a storage tank.

مواد شیمیایی از یک مخزن ذخیره سازی سرریز شدند.

boxes overflowing with bright flowers.

جعبه‌هایی پر از گل‌های رنگارنگ.

her hair overflowed her shoulders.

موهایش از شانه‌هایش سرریز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید