data overflow
سرریز داده
buffer overflow
سرریز بافر
overflow valve
شیر برقی
overflow weir
بند برقی
overflow with
سرریز با
stack overflow
سرریز پشته
overflow dam
سد سرریز
overflow tank
تانک سرریز
overflow pipe
لوله سرریز
an overflow of sewage.
سرریز فاضلاب
the overflowing bounty of nature.
وفور منافع طبیعت
The milk is overflowing the cup.
شیر لیوان را سرریز می کند.
The nurse is overflowing with love.
پرستار سرشار از عشق است.
there was some overflow after heavy rainfall.
پس از بارش شدید، کمی سرریز وجود داشت.
He sang before overflow crowds.
او در مقابل جمعیت انبوه خواند.
a house overflowing with guests;
خانهای پر از مهمان;
The flood overflowed the valley.
سیل دره را سرریز کرد.
The goods overflowed the warehouse.
کالاها انبار را سرریز کردند.
The overflow from the bath ran on to the floor.
سرریز از وان روی زمین پخش شد.
There is an overflow of cheap ballpoint pens in the market.
بازاری وجود دارد که در آن ماژیکهای ارزان قیمت به وفور یافت میشوند.
The crowd overflowed into the street.
جمعیت به خیابان سرریز کرد.
The cup overflowed with beer.
لیوان پر از آبجو سرریز شد.
chemicals overflowed from a storage tank.
مواد شیمیایی از یک مخزن ذخیره سازی سرریز شدند.
boxes overflowing with bright flowers.
جعبههایی پر از گلهای رنگارنگ.
her hair overflowed her shoulders.
موهایش از شانههایش سرریز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید