the Authority are urging people not to overreact to the problem.
سازمان، مردم را از واکنش بیش از حد به این مشکل بازدارند.
Some people overreacted to what was only a throwaway remark.
برخی از افراد نسبت به آنچه فقط یک اظهار نظر گذرا بود، واکنش نشان دادند.
she overreacted in such a feeble, juvenile way.
او به روشی ضعیف و غیر بالغانه واکنش نشان داد.
some people overreacted to a few throwaway lines.
برخی از افراد نسبت به چند خط گذرا واکنش نشان دادند.
He added the usual "it's too late now, bucko" caveat, of course, saying: "I certainly don't think people should overreact to this information.
او البته معمولاً با این هشدار گفت: "من به طور قطع فکر نمی کنم مردم نباید نسبت به این اطلاعات واکنشی نشان دهند."، افزود: "دیگه خیلی دیر شده، رفیق".
She tends to overreact to criticism.
او معمولاً نسبت به انتقادها واکنش نشان می دهد.
Don't overreact to minor setbacks.
به دلیل شکست های جزئی واکنش نشان ندهید.
He tends to overreact when he's stressed.
وقتی او مضطرب است، او معمولاً واکنش نشان می دهد.
It's important not to overreact in emergencies.
در شرایط اضطراری مهم است که واکنش نشان ندهید.
Try not to overreact to bad news.
سعی کنید به اخبار بد واکنش نشان ندهید.
She always seems to overreact to changes in plans.
او همیشه به نظر می رسد که نسبت به تغییر برنامه ها واکنش نشان می دهد.
He tends to overreact when things don't go his way.
وقتی همه چیز طبق میل او پیش نمی رود، او معمولاً واکنش نشان می دهد.
It's better to stay calm than to overreact in conflicts.
بهتر است آرام بمانید تا در اختلافات واکنش نشان ندهید.
Overreacting can lead to unnecessary stress.
واکنش نشان دادن بیش از حد می تواند منجر به استرس غیر ضروری شود.
She tends to overreact to surprises.
او معمولاً نسبت به غافلگیری ها واکنش نشان می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید