overblow situation
بزرگنمایی وضعیت
overblow issue
بزرگنمایی مشکل
overblow reaction
بزرگنمایی واکنش
overblow importance
بزرگنمایی اهمیت
overblow story
بزرگنمایی داستان
overblow impact
بزرگنمایی تاثیر
overblow problem
بزرگنمایی مشکل
overblow news
بزرگنمایی خبر
overblow expectations
بزرگنمایی انتظارات
overblow threat
بزرگنمایی تهدید
don't overblow the situation; it's not as bad as it seems.
نباید اوضاع را بزرگنمایی کنید؛ آنقدرها هم بد نیست.
the media tends to overblow celebrity scandals for ratings.
رسانه ها معمولا برای جذب مخاطب، رسوایی های سلبریتی ها را بزرگنمایی می کنند.
he tends to overblow his achievements to impress others.
او معمولا دستاورد های خود را بزرگنمایی می کند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.
some people overblow minor issues into major problems.
برخی افراد مسائل جزئی را به مشکلات بزرگی تبدیل می کنند.
it's easy to overblow a disagreement into a full-blown argument.
به راحتی می توان یک اختلاف نظر را به یک بحث تمام عیار تبدیل کرد.
don't overblow your fears; face them head-on.
از ترس های خود نترسید؛ با آنها روبرو شوید.
they often overblow the benefits of the new technology.
آنها اغلب مزایای فناوری جدید را بزرگنمایی می کنند.
it's important not to overblow your expectations.
مهم است که انتظارات خود را بزرگ نکنید.
she tends to overblow her stories to make them more interesting.
او معمولا داستان های خود را بزرگنمایی می کند تا آنها جالب تر به نظر برسند.
overblowing the risks can lead to unnecessary panic.
بزرگنمایی خطرات می تواند منجر به ایجاد وحشت غیر ضروری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید