overblow

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈbləʊ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈbloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به باد دادن، پراکنده کردن یا بزرگنمایی کردن
vi. به طور خیلی بلند وزیدن (همچون در سازهای بادی)
n. عمل باد دادن یا بزرگنمایی

عبارات و ترکیب‌ها

overblow situation

بزرگنمایی وضعیت

overblow issue

بزرگنمایی مشکل

overblow reaction

بزرگنمایی واکنش

overblow importance

بزرگنمایی اهمیت

overblow story

بزرگنمایی داستان

overblow impact

بزرگنمایی تاثیر

overblow problem

بزرگنمایی مشکل

overblow news

بزرگنمایی خبر

overblow expectations

بزرگنمایی انتظارات

overblow threat

بزرگنمایی تهدید

جملات نمونه

don't overblow the situation; it's not as bad as it seems.

نباید اوضاع را بزرگنمایی کنید؛ آنقدرها هم بد نیست.

the media tends to overblow celebrity scandals for ratings.

رسانه ها معمولا برای جذب مخاطب، رسوایی های سلبریتی ها را بزرگنمایی می کنند.

he tends to overblow his achievements to impress others.

او معمولا دستاورد های خود را بزرگنمایی می کند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.

some people overblow minor issues into major problems.

برخی افراد مسائل جزئی را به مشکلات بزرگی تبدیل می کنند.

it's easy to overblow a disagreement into a full-blown argument.

به راحتی می توان یک اختلاف نظر را به یک بحث تمام عیار تبدیل کرد.

don't overblow your fears; face them head-on.

از ترس های خود نترسید؛ با آنها روبرو شوید.

they often overblow the benefits of the new technology.

آنها اغلب مزایای فناوری جدید را بزرگنمایی می کنند.

it's important not to overblow your expectations.

مهم است که انتظارات خود را بزرگ نکنید.

she tends to overblow her stories to make them more interesting.

او معمولا داستان های خود را بزرگنمایی می کند تا آنها جالب تر به نظر برسند.

overblowing the risks can lead to unnecessary panic.

بزرگنمایی خطرات می تواند منجر به ایجاد وحشت غیر ضروری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید