patchily applied
اعمال پراکنده
patchily funded
تامین مالی پراکنده
patchily developed
توسعه پراکنده
patchily available
دسترسی پراکنده
patchily implemented
اجرای پراکنده
patchily managed
مدیریت پراکنده
patchily supported
حمایت پراکنده
patchily coordinated
هماهنگی پراکنده
patchily organized
سازماندهی پراکنده
patchily executed
اجرای پراکنده
the internet connection was patchily available in the remote area.
ارتباط اینترنت به صورت پراکنده در مناطق دورافتاده در دسترس بود.
her knowledge of the subject was patchily developed over the years.
دانش او در مورد موضوع در طول سال ها به صورت پراکنده توسعه یافت.
the team performed patchily during the tournament.
تیم در طول مسابقات به صورت پراکنده عمل کرد.
his efforts to learn the language were patchily successful.
تلاش او برای یادگیری زبان به طور پراکنده موفقیت آمیز بود.
the weather has been patchily sunny this week.
هوا این هفته به صورت پراکنده آفتابی بوده است.
the report was patchily informative, lacking some key details.
گزارش به صورت پراکنده آموزنده بود و فاقد برخی جزئیات کلیدی بود.
her performance in the play was patchily received by the audience.
اجرای او در نمایش به صورت پراکنده توسط تماشاچیان دریافت شد.
the project progressed patchily due to funding issues.
به دلیل مشکلات مالی، پروژه به صورت پراکنده پیشرفت کرد.
the software updates were patchily rolled out across devices.
به روز رسانی نرم افزار به صورت پراکنده در دستگاه ها منتشر شد.
his understanding of the topic was patchily grasped during the lecture.
در طول سخنرانی، درک او از موضوع به صورت پراکنده به دست آمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید