patchily

[ایالات متحده]/ˈpætʃ.ɪ.li/
[بریتانیا]/ˈpætʃ.ɪ.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که نامنظم یا پراکنده است

عبارات و ترکیب‌ها

patchily applied

اعمال پراکنده

patchily funded

تامین مالی پراکنده

patchily developed

توسعه پراکنده

patchily available

دسترسی پراکنده

patchily implemented

اجرای پراکنده

patchily managed

مدیریت پراکنده

patchily supported

حمایت پراکنده

patchily coordinated

هماهنگی پراکنده

patchily organized

سازماندهی پراکنده

patchily executed

اجرای پراکنده

جملات نمونه

the internet connection was patchily available in the remote area.

ارتباط اینترنت به صورت پراکنده در مناطق دورافتاده در دسترس بود.

her knowledge of the subject was patchily developed over the years.

دانش او در مورد موضوع در طول سال ها به صورت پراکنده توسعه یافت.

the team performed patchily during the tournament.

تیم در طول مسابقات به صورت پراکنده عمل کرد.

his efforts to learn the language were patchily successful.

تلاش او برای یادگیری زبان به طور پراکنده موفقیت آمیز بود.

the weather has been patchily sunny this week.

هوا این هفته به صورت پراکنده آفتابی بوده است.

the report was patchily informative, lacking some key details.

گزارش به صورت پراکنده آموزنده بود و فاقد برخی جزئیات کلیدی بود.

her performance in the play was patchily received by the audience.

اجرای او در نمایش به صورت پراکنده توسط تماشاچیان دریافت شد.

the project progressed patchily due to funding issues.

به دلیل مشکلات مالی، پروژه به صورت پراکنده پیشرفت کرد.

the software updates were patchily rolled out across devices.

به روز رسانی نرم افزار به صورت پراکنده در دستگاه ها منتشر شد.

his understanding of the topic was patchily grasped during the lecture.

در طول سخنرانی، درک او از موضوع به صورت پراکنده به دست آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید