The patient is breathing irregularly.
بیمار به طور نامنظم نفس میکشد.
intermittent rain showers. What isoccasional happens at random and irregularly:
باران متناوب. چه اتفاقی گاهی اوقات به صورت تصادفی و نامنظم رخ می دهد:
Styles short;stigmas capitate.Utricles irregularly circumscissile (bursting).
سبکها کوتاه هستند؛ لکهها دارای سر هستند. کیسههای کوچک به طور نامنظم دایرهای (منفجر شدن).
the circulated quenching bobbine needs to be checked irregularly and replaced regularly to ensure the tow quenching quality;
بابی خنک کننده توزیع شده باید به طور نامنظم بررسی و به طور منظم تعویض شود تا کیفیت خنک کردن طناب تضمین شود.
Seeds 2 per valve, brown-yellow, semiellipsoid, 2--3 mm, flat on 1 surface, irregularly pitted, truncate at 1 end.
بذرها 2 در هر دریچه، قهوه ای زرد، نیم بیضی شکل، 2 تا 3 میلی متر، صاف در یک سطح، به طور نامنظم فرورفته، در یک طرف قطع شده.
Bullae are rounded or irregularly shaped blisters containing serous or seropurulent fluid.They differ from vesicles only in size, being larger than 1 cm.
تاولها میتوانند گرد یا به شکل کیسههایی باشند که حاوی مایع آب مانند یا چرکی هستند. آنها فقط از نظر اندازه با تاولها متفاوت هستند، زیرا بزرگتر از 1 سانتیمتر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید