scattered around
پراکنده در اطراف
scattered light
نور پراکنده
a thinly scattered population
جمعیت پراکنده
The wind soon scattered the clouds.
باد به زودی ابرها را پراکنده کرد.
The police scattered the disorderly crowd.
پلیس جمعیت نامرتب را پراکنده کرد.
The gunshot scattered the birds.
گلوله باعث پراکنده شدن پرندگان شد.
The thundershower had temporarily scattered the swimmers.
باران رعد و برق به طور موقت شناگران را پراکنده کرد.
The police arrived. Thereupon the mob scattered.
پلیس رسید. سپس جمعیت پراکنده شد.
millions of seeds are annually scattered abroad.
میلیون ها دانه به صورت سالانه در خارج از کشور پراکنده می شوند.
small bushes scattered here and there.
بوتههای کوچک پراکنده در اینجا و آنجا.
there are many watermills scattered throughout the marshlands.
آسیاب های آبی زیادی در سراسر مرداب ها پراکنده شده اند.
sandy beaches scattered with driftwood.
ساحلهای شنی متفرق شده با الوارهای چوبی.
rally the scattered soldiers of the troops
سربازان پراکنده را جمع کنید.
The tourists scattered about the town .
گردشگران در شهر پراکنده شدند.
The flock of birds scattered when a shot was fired.
گله پرندگان هنگام شلیک گلوله پراکنده شدند.
Leaves are scattered by the wind.
برگ ها توسط باد پراکنده می شوند.
a few scattered fishing villages
چندین روستای ماهیگیری پراکنده
The farmer scattered the corn in the yard for the hens.
کشاورز ذرت را در حیاط برای مرغ ها پراکنده کرد.
The birds scattered at the sound of the gun.
با صدای تفنگ پرندگان پراکنده شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید