The regulation was perfunctorily carried out.
قانون به صورت سطحی اجرا شد.
They perfunctorily consoled him with a few words.
آنها به طور سطحی او را با چند کلمه تسلی دادند.
He completed the task perfunctorily.
او وظیفه را به صورت سطحی و بدون دقت انجام داد.
She answered the questions perfunctorily.
او به صورت سطحی و بدون دقت به سؤالات پاسخ داد.
The employee greeted the customers perfunctorily.
کارمند به صورت سطحی و بدون دقت با مشتریان خوش و بشوت کرد.
The teacher graded the papers perfunctorily.
معلم تکالیف را به صورت سطحی و بدون دقت تصحیح کرد.
He nodded perfunctorily in response.
او به عنوان پاسخ، به صورت سطحی و بدون دقت سر تکان داد.
She signed the documents perfunctorily.
او اسناد را به صورت سطحی و بدون دقت امضا کرد.
The manager listened to the complaints perfunctorily.
مدیر به صورت سطحی و بدون دقت به شکایات گوش داد.
He glanced at the report perfunctorily.
او به صورت سطحی و بدون دقت به گزارش نگاه کرد.
She cleaned the room perfunctorily.
او اتاق را به صورت سطحی و بدون دقت تمیز کرد.
The student recited the poem perfunctorily.
دانشجو شعر را به صورت سطحی و بدون دقت تلاوت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید