physically fit
از نظر جسمانی سالم
physically demanding
سخت از نظر جسمانی
physically exhausted
از نظر جسمانی خسته
physically active
فعال از نظر جسمانی
physically disabled
معلول جسمی
physically challenging
چالش برانگیز از نظر جسمانی
physically challenged
معلول جسمی
physically ill
بیمار جسمانی
my experience of being physically challenged.
تجربه من از معلولیت جسمانی
it exists as a physically concrete form.
این به عنوان یک شکل فیزیکی بتنی وجود دارد.
a swimming class for the physically impaired.
یک کلاس شنا برای افراد دارای معلولیت جسمانی
buildings accessible to the physically challenged.
ساختمانهایی که برای افراد دارای معلولیت جسمی قابل دسترس هستند.
Emotionally,physically,and financially I was on the ropes.
از نظر احساسی، جسمی و مالی، من در حال شکست بودم.
Are you sure you’re physically tough enough for this job?
آیا مطمئن هستید که از نظر جسمی برای این کار به اندازه کافی قوی هستید؟
As long as he was physically able,he went to work in the fields.
تا زمانی که از نظر جسمی قادر بود، برای کار به مزارع رفت.
He no longer found her physically attractive.
دیگر او را از نظر فیزیکی جذاب نمییافت.
All the children had been physically and emotionally abused.
همه کودکان مورد آزار جسمی و عاطفی قرار گرفته بودند.
Boys mature more slowly than girls,both physically and psychologically.
پسران از دختران کندتر رشد می کنند، هم از نظر جسمی و هم از نظر روانشناختی.
Every time I think about it I feel physically sick.
هر بار که به آن فکر می کنم، احساس تهوع می کنم.
He was out of sorts physically, as well as disordered mentally.
او از نظر جسمی و از نظر ذهنی نامرتب بود.
Our findings relate to physically rather than the visually handicapped pupils.
یافتههای ما مربوط به دانشآموزان دارای معلولیت جسمی است تا دانشآموزان دارای معلولیت بینایی.
Physically he is frail and must sustain himself by imbibing magical potions of his own creation.
او از نظر فیزیکی نحیف است و باید با نوشیدن معجونهای جادویی که خودش میسازد، خود را حفظ کند.
Product dispositioned for scrap shall be conspicuously and permanently marked, orpositively controlled, until physically rendered unusable.
محصولاتی که برای اسقاط در نظر گرفته شده اند باید به وضوح و به طور دائم علامت گذاری شوند یا تا زمانی که به طور فیزیکی غیر قابل استفاده شوند، به طور مثبت کنترل شوند.
When I talk to others they feel surprised to know that thirty one thousand youths are inhumanly living in the physically difficult situations.
وقتی با دیگران صحبت می کنم، از اینکه می دانند سی و یک هزار جوان در شرایط دشوار جسمانی به طور غیرانسانی زندگی می کنند، تعجب می کنند.
It transformed me physically, it transformed me mentally.
این من را از نظر جسمی و ذهنی متحول کرد.
منبع: Easy Learning of Medical EnglishHe challenged me mentally, not just physically.
او فقط به صورت فیزیکی، بلکه از نظر ذهنی هم مرا به چالش کشید.
منبع: NBA Star Speech CollectionYou will become a warmer person physically.
شما از نظر فیزیکی به یک شخص مهربان تر تبدیل خواهید شد.
منبع: Connection MagazineSo now there is a connection physically.
بنابراین اکنون ارتباطی از نظر فیزیکی وجود دارد.
منبع: Connection MagazineHe said he feels “pretty good physically.”
او گفت که از نظر فیزیکی "احساس خوبی دارد."
منبع: VOA Special March 2016 CollectionI was absolutely exhausted, physically and mentally.
من کاملاً از نظر جسمی و ذهنی خسته بودم.
منبع: TED Talks (Audio Version) June 2015 CollectionHe did harm me physically three times.
او سه بار به من آسیب جسمی رساند.
منبع: VOA Standard English_AfricaYou can catch many things physically as well.
شما همچنین می توانید از نظر فیزیکی بسیاری از چیزها را دریافت کنید.
منبع: Elliot teaches British English.Using stimulants in physically dangerous situations.
استفاده از محرک ها در شرایط خطرناک از نظر فیزیکی.
منبع: Osmosis - Mental PsychologyWell, if you touch something physically, then you feel it.
خب، اگر چیزی را از نظر فیزیکی لمس کنید، آن را احساس می کنید.
منبع: Learn English by following hot topics.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید