externally

[ایالات متحده]/eks'tə:nəli/
[بریتانیا]/ɪkˈstə..n l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. از یا در خارج; در سطح بیرونی; به سمت بیرون

عبارات و ترکیب‌ها

externally focused

متمرکز بر خارج

externally visible

از بیرون قابل مشاهده

جملات نمونه

The course is externally examined.

این دوره به صورت خارجی مورد ارزیابی قرار می گیرد.

the pressure of having to meet externally imposed targets

فشار ناشی از نیاز به برآورده کردن اهداف تحمیل شده از خارج

Externally, the broad, smooth surfaces of stuccoed walls and the great unconcealed masses of vaults and domes pile up impressively.

در خارج، سطوح وسیع و صاف دیوارهای گچ‌کاری شده و توده‌های بزرگ و نمایان گنبذها و طاق‌ها به طرز چشمگیری انباشته شده‌اند.

The dressing was opened up for exposure after 5~7 days and iodic tincture was externally applied to the allogenous skin.

پس از 5 تا 7 روز، بانداژ باز شد تا در معرض هوا قرار گیرد و محلول ید به طور خارجی روی پوست بیگانه اعمال شد.

Externally applied, this safe, non-irritating and effective cleanser and beautifier removes unsightly stains and inhibits dark staining production.

هنگامی که به صورت خارجی استفاده شود، این پاک‌کننده و آرایش‌کننده ایمن، غیر تحریک‌کننده و موثر، لکه‌های ناخوشایند را از بین می‌برد و از تولید لکه‌های تیره جلوگیری می‌کند.

The plant tissue is introduced to these genes via agrobacillus and in the callus culture, the callus resisting phytopathogen (bacteria and fungus) can be externally chosen.

بافت گیاهی از طریق آگرباکیلوس به این ژن‌ها معرفی می‌شود و در کشت کالوس، کالوس مقاوم در برابر عوامل بیماری‌زا (باکتری و قارچ) را می‌توان به طور خارجی انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید