picky

[ایالات متحده]/ˈpɪki/
[بریتانیا]/ˈpɪki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیش از حد انتقادی، سخت‌گیر، به‌طور غیرمعمولی خواستار.

عبارات و ترکیب‌ها

picky eater

خوردن گزینشی

picky about clothes

انتخابگر در مورد لباس‌ها

picky with flavors

انتخابگر در مورد طعم‌ها

picky with cleanliness

انتخابگر در مورد نظافت

جملات نمونه

she had been a picky eater as a child.

او در کودکی یک فرد بسیار خاص پسند بود.

She is such a picky epicure that she only accepts recherché food, such as full-bodied wines and delicacies.

او یک فرد بسیار سخت‌سلیقه و باذوق است که فقط غذاهای خاص و لوکس مانند شراب‌های پربدنه و غذاهای خوشمزه را می‌پذیرد.

She is very picky when it comes to choosing a restaurant.

او در انتخاب رستوران بسیار سخت‌گیر است.

He is picky about the quality of his coffee beans.

او در مورد کیفیت دانه‌های قهوه خود بسیار سخت‌گیر است.

The customer was picky about the color of the product.

مشتری در مورد رنگ محصول بسیار سخت‌گیر بود.

My boss is picky about punctuality.

رئیس من در مورد به موقع بودن بسیار سخت‌گیر است.

She is picky about the cleanliness of her house.

او در مورد تمیزی خانه‌اش بسیار سخت‌گیر است.

He is picky about the fonts used in the presentation.

او در مورد فونت‌های مورد استفاده در ارائه بسیار سخت‌گیر است.

The designer is picky about the spacing between elements.

طراح در مورد فاصله بین عناصر بسیار سخت‌گیر است.

She is picky about the ingredients in her food.

او در مورد مواد تشکیل دهنده غذایش بسیار سخت‌گیر است.

The critic was picky about the actor's performance.

منتقد در مورد عملکرد بازیگر بسیار سخت‌گیر بود.

He is picky about the thread count of his bed sheets.

او در مورد تعداد نخ‌های ملحفه تختخوابش بسیار سخت‌گیر است.

نمونه‌های واقعی

He's going to dump us as clients if you don't stop being so damn picky.

اگر شما دست از انتخاب نکردن برداشتارید، ما را به عنوان مشتری کنار می‌گذارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Manny, brink of extinction's a bad time to be picky.

منّی، زمان خوبی برای انتخاب نکردن در آستانه انقراض نیست.

منبع: Ice Age 2: The Meltdown

You don't have to be picky.

شما نیازی نیست که سخت‌گیر باشید.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

You meet any guys for me? I'm not picky.

آیا کسی برای من پیدا کردی؟ من سخت‌گیر نیستم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

So they are really picky concerning their houses.

بنابراین آنها در مورد خانه‌هایشان واقعاً سخت‌گیر هستند.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2019 Collection

All of Wendy's children are picky eaters.

همه فرزندان Wendy هم سخت‌گیر هستند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

On a related note, frogs are really picky eaters.

در همین رابطه، قورباغه‌ها هم سخت‌گیر هستند.

منبع: Smart Life Encyclopedia

Humans might like firm, delineated boundaries between things, but nature isn't so picky.

شاید انسان‌ها دوست داشته باشند مرزهای مشخصی بین چیزها وجود داشته باشد، اما طبیعت آنقدر سخت‌گیر نیست.

منبع: Crash Course Astronomy

I'm clearly just not that picky.

من به وضوح آنقدر سخت‌گیر نیستم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

But it's not like they're being picky eaters.

اما انگار آنها سخت‌گیر نیستند.

منبع: Scishow Selected Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید