plainer

[ایالات متحده]/'pleɪnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاکی

عبارات و ترکیب‌ها

make it plainer

واضح‌ترش کن

جملات نمونه

She prefers plainer clothes over flashy ones.

او ترجیح می‌دهد لباس‌های ساده‌تر به جای لباس‌های پر زرق و برق بپوشد.

The instructions need to be plainer for everyone to understand.

دستورالعمل‌ها باید برای فهم همه ساده‌تر باشند.

I like the plainer design of this car.

من طراحی ساده‌تر این ماشین را دوست دارم.

His speech was plainer and more direct than usual.

سخنرانی او ساده‌تر و مستقیم‌تر از معمول بود.

I need a plainer explanation of the rules.

من به یک توضیح ساده‌تر از قوانین نیاز دارم.

The plainer the food, the better it tastes sometimes.

هرچه غذا ساده‌تر باشد، گاهی اوقات خوشمزه‌تر است.

She always chooses plainer colors for her artwork.

او همیشه رنگ‌های ساده‌تر را برای آثار هنری خود انتخاب می‌کند.

The plainer the truth, the harder it is to accept.

هرچه حقیقت ساده‌تر باشد، پذیرش آن سخت‌تر است.

I prefer plainer language in professional documents.

من ترجیح می‌دهم از زبان ساده‌تر در اسناد حرفه‌ای استفاده کنم.

The plainer the writing, the easier it is to understand.

هرچه متن ساده‌تر باشد، فهم آن آسان‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید