flashier

[ایالات متحده]/ˈflæʃɪə/
[بریتانیا]/ˈflæʃiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر نمایشی یا خودنما؛ طراحی شده برای جلب توجه

عبارات و ترکیب‌ها

flashier outfits

لباس‌های زیباتر

flashier cars

ماشین‌های زیباتر

flashier designs

طراحی‌های زیباتر

flashier displays

نمایش‌های زیباتر

flashier parties

جشن‌های زیباتر

flashier ads

تبلیغات زیباتر

flashier products

محصولات زیباتر

flashier events

رویدادهای زیباتر

flashier promotions

تبعیضات زیباتر

flashier trends

روندهای زیباتر

جملات نمونه

the new car model is flashier than the previous one.

مدل جدید خودرو نسبت به مدل قبلی جذاب‌تر است.

she prefers flashier outfits for parties.

او ترجیح می‌دهد لباس‌های جذاب‌تری برای مهمانی‌ها بپوشد.

his flashier presentation impressed the audience.

ارائه جذاب‌تر او تاثیر مثبتی بر روی مخاطبان داشت.

the flashier the advertisement, the more attention it gets.

هر چه تبلیغ جذاب‌تر باشد، توجه بیشتری جلب می‌کند.

she decorated her room in a flashier style.

او اتاق خود را با یک سبک جذاب‌تر تزئین کرد.

he likes flashier jewelry than his friends.

او نسبت به دوستانش، جواهرات جذاب‌تری دوست دارد.

flashier designs often attract younger consumers.

طرح‌های جذاب‌تر اغلب مصرف‌کنندگان جوان‌تر را جذب می‌کنند.

the flashier the car, the more expensive it usually is.

هر چه خودرو جذاب‌تر باشد، معمولاً گران‌تر است.

her flashier hairstyle made her stand out in the crowd.

مد روز جذاب‌تر او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

they chose a flashier logo for their brand.

آنها لوگوی جذاب‌تری برای برند خود انتخاب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید