a fancier of antiques.
کسی که طرفدار اشیاء عتیقه است.
She always chooses the fancier restaurants for special occasions.
او همیشه رستورانهای شیکتر را برای مناسبتهای خاص انتخاب میکند.
He prefers fancier cars with all the latest gadgets.
او ترجیح میدهد ماشینهای شیکتر با تمام جدیدترین گجتها را داشته باشد.
The fancier the hotel, the higher the price.
هرچه هتل شیکتر باشد، قیمت بالاتر است.
I bought a fancier dress for the party.
من یک لباس شیکتر برای مهمانی خریدم.
The fancier the packaging, the more expensive the product.
هرچه بستهبندی شیکتر باشد، محصول گرانتر است.
She always goes for the fancier option when shopping.
او همیشه هنگام خرید به دنبال گزینه شیکتر میگردد.
The fancier the wine, the more refined the taste.
هرچه شراب شیکتر باشد، طعم آن ظریفتر است.
He upgraded to a fancier phone with more features.
او به یک تلفن شیکتر با امکانات بیشتر ارتقا داد.
The fancier the event, the more effort people put into their outfits.
هرچه رویداد شیکتر باشد، مردم بیشتر برای لباسهای خود تلاش میکنند.
She decided to splurge on a fancier apartment with a view.
او تصمیم گرفت برای یک آپارتمان شیکتر با منظره هزینه کند.
Posh food and fancier drinks have replaced cheap hot dogs and watered-down beer.
غذاهای شیک و نوشیدنیهای مجلل جایگزین هاتداگهای ارزان و آبجو رقیق شده شدهاند.
منبع: The Economist (Summary)And humans like to fancy ourselves as well, fancier than a mouse lemur.
و انسانها هم دوست دارند خود را فانتزی نشان دهند، مجللتر از یک لمور موشی.
منبع: Simple PsychologyI constantly tried to lose weight, I bought fancier and more expensive clothes.
من دائماً سعی میکردم وزن کم کنم، لباسهای شیکتر و گرانتر خریدم.
منبع: TED Talks (Video Edition) May 2019 CollectionNow we have even fancier technology to measure mountains, the Global Positioning System or GPS.
اکنون ما فناوریهای حتی مجللتری برای اندازهگیری کوهها داریم، مانند سیستم موقعیتیابی جهانی یا GPS.
منبع: Popular Science EssaysHe thought we were never alone. Of course, it was fancier when he said it.
او فکر میکرد ما هرگز تنها نیستیم. البته، وقتی آن را میگفت، مجللتر بود.
منبع: Grey's Anatomy Season 2For more challenging problems, we need even more flexibility: Fancier tools.
برای حل مشکلات چالشبرانگیزتر، به انعطافپذیری بیشتری نیاز داریم: ابزارهای مجللتر.
منبع: Kurzgesagt science animationThey have long drawn fishermen and hikers; until now, however, art fanciers have had little reason to visit.
آنها مدت طولانی است که ماهیگیران و کوهنوردان را به خود جذب کردهاند؛ با این حال، تا کنون، علاقهمندان به هنر دلیل کمی برای بازدید داشتهاند.
منبع: The Economist - ArtsIt felt appropriate to do something a bit fancier as a treat to celebrate two years of knowing each other.
انجام کاری کمی مجللتر به عنوان یک هدیه برای جشن گرفتن دو سال آشنایی با یکدیگر مناسب به نظر میرسید.
منبع: The yearned rural lifeSekhemkhett's pyramid was basically just a fancier mastaba made out of limestone instead of mud bricks.
هرم سکهمخیت اساساً فقط یک ماستابای مجللتر بود که از سنگ آهک ساخته شده بود به جای آجر.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresMoreira says that the pigeon fanciers, as they're called, freely admitted who the drugs were really for.
مورایرا میگوید که علاقهمندان به کبوتر، همانطور که آنها میگویند، آزادانه اعتراف کردند که این داروها واقعاً برای چه کسانی هستند.
منبع: Science in 60 Seconds November 2018 Compilationلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید