well-planned
برنامهریزی شده
carefully planned
برنامهریزی شده با دقت
strategically planned
برنامهریزی استراتژیک
detailed plan
برنامه دقیق
future plan
برنامه آینده
planned economy
اقتصاد برنامهریزیشده
well planned
برنامهریزی شده
planned parenthood
فدراسیون برنامهریزی خانوادگی
planned maintenance
نگهداری برنامهریزی شده
planned production
تولید برنامهریزی شده
planned budget
بودجه برنامهریزی شده
planned target
هدف برنامهریزی شده
centrally planned economy
اقتصاد متمرکز برنامهریزیشده
the accomplishment of planned objectives.
بهدست آوردن اهداف برنامهریزیشده.
They planned to highjack a plane.
آنها قصد ربودن هواپیما را داشتند.
He planned to build on a shed.
او قصد ساخت یک انبار را داشت.
He planned on early retirement.
او قصد بازنشستگی زودهنگام را داشت.
They planned to visit a vegetable garden.
آنها قصد بازدید از یک باغ سبزیجات را داشتند.
We planned to build an online database.
ما برنامه ریزی کردیم تا یک پایگاه داده آنلاین بسازیم.
we planned our strategies backstage.
ما استراتژیهای خود را پشت صحنه برنامهریزی کردیم.
he planned his departure with great care.
او برنامه خروج خود را با دقت زیادی برنامه ریزی کرد.
a well-planned core of gridded streets.
یک هسته برنامه ریزی شده از خیابان های شبکه ای.
planned to take honors in history.
قصد داشتند در رشته تاریخ افتخارات کسب کنند.
organize lessons in a planned way.
درس ها را به روشی برنامه ریزی شده سازماندهی کنید.
the deal was planned and executed with military precision.
معامله با دقت نظامی برنامه ریزی و اجرا شد.
they planned to sink a gold mine in Oklahoma.
آنها قصد غرق کردن یک معدن طلا در اوکلاهما را داشتند.
Lucy planned a party as a thank you to hospital staff.
لوسی به عنوان تشکر از کارکنان بیمارستان یک مهمانی برنامه ریزی کرد.
the visit had been planned well in advance.
بازدید از قبل به خوبی برنامه ریزی شده بود.
planned to register for the second semester
قصد داشتند برای نیمه دوم ثبت نام کنند.
fire cooperator (=planned cooperator)
همکاری آتش نشانی (=همکاری برنامه ریزی شده)
Development should be planned, not let rip.
توسعه باید برنامهریزی شود، رها نشود.
منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.Before you carry out the plan, make sure it is feasible.
قبل از اجرای طرح، مطمئن شوید که امکان پذیر است.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionThe second step is to really execute that plan.
مرحله دوم اجرای واقعی آن طرح است.
منبع: VOA Daily Standard October 2020 CollectionLet's confirm our plans for this month.
بیایید برنامه های این ماه را تایید کنیم.
منبع: Oxford University: Business EnglishI thought you had an unlimited SMS plan?
فکر کردم شما یک طرح نامحدود پیامکی دارید؟
منبع: Authentic American EnglishThis is not anything that I planned.
این چیزی نیست که من برنامه ریزی کرده ام.
منبع: NBA Star Speech CollectionYou ruined it when you planned it.
وقتی آن را برنامه ریزی کردید، خرابش کردید.
منبع: Modern Family - Season 08But the trickster Loki concocted a devious plan.
اما شیاد لوکی یک طرح شیطانی طراحی کرد.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesHow do you lose your only plan?
چگونه تنها طرح خود را از دست بدهید؟
منبع: 2019 Selected CollectionEvery living thing is an elaboration on a single original plan.
هر موجود زنده گسترشی از یک طرح اصلی واحد است.
منبع: A Brief History of Everythingلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید