be prepared
آماده باشید
well-prepared
به خوبی آماده
prepared by
تهیه شده توسط
prepared for
آماده برای
prepared food
غذا آماده
prepared chinese ink
جوهر چینی آماده
prepared a meal; prepared the lecture.
آماده کردن یک وعده غذایی؛ آماده کردن سخنرانی
a prepared statement
یک بیانیه از پیش آماده شده
prepared lunch for us.
برای ما ناهار تهیه کرد.
they were prepared to die for their country.
آنها برای کشورشان آماده جان دادن بودند.
prepared an infusion of medicinal herbs.
یک تزریق از گیاهان دارویی آماده کرد.
they were prepared to pocket their pride.
آنها آماده بودند غرور خود را کنار بگذارند.
a takeaway or pre-prepared meal.
یک غذای آماده یا از پیش تهیه شده بیرونبر
prepared a tolerable dinner.
یک شام قابل تحمل آماده کرد.
be prepared against the disaster
برای مقابله با فاجعه آماده باشید
prepared the ship for an arctic expedition.
کشتی را برای یک سفر اکتشافی قطبی آماده کرد.
prepared for any eventuality
برای هر احتمالی آماده باشید
I'm ill prepared for the occasion.
من برای این مناسبت به اندازه کافی آماده نیستم.
I prepared the ground for the seeds.
من زمین را برای کاشتن بذر آماده کردم.
I'm prepared to be friendly.
من آماده هستم که دوستانه باشم.
The report was prepared at the direction of the president.
گزارش به دستور رئیس جمهور تهیه شد.
He was prepared to face the consequences.
او آماده بود تا با عواقب روبرو شود.
We were not prepared for the rain.
ما برای باران آماده نبودیم.
The doctor prepared to prescribe a receipt.
پزشک آماده تجویز نسخه بود.
We are not prepared for an armed insurrection.
ما برای یک شورش مسلح آماده نیستیم.
a table full of specially prepared food
یک میز پر از غذای به طور خاص آماده شده
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید