preachy

[ایالات متحده]/ˈpriːtʃi/
[بریتانیا]/ˈpriːtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور بیش از حد آموزنده یا اخلاقی؛ خسته کننده به طرز کسل کننده یا بیش از حد احساسی

عبارات و ترکیب‌ها

preachy tone

لحن واعظانه

preachy attitude

حرف واعظانه

preachy message

پیام واعظانه

preachy style

سبک واعظانه

preachy lecture

سخنرانی واعظانه

preachy advice

توصیه واعظانه

preachy remarks

اظهارات واعظانه

preachy comments

نظرات واعظانه

preachy narrative

روایت واعظانه

جملات نمونه

his preachy tone during the meeting annoyed everyone.

لحن موعظه‌گرایانه‌اش در طول جلسه باعث ناراحتی همه شد.

she can be quite preachy when discussing her beliefs.

وقتی در مورد باورهایش صحبت می‌کند، می‌تواند بسیار موعظه‌گرایانه باشد.

people often find his preachy attitude off-putting.

افراد اغلب رفتار موعظه‌گرایانه او را ناخوشایند می‌دانند.

it's hard to enjoy the movie because of its preachy message.

به دلیل پیام موعظه‌گرایانه آن، از تماشای فیلم لذت بردن سخت است.

she gave a preachy lecture about environmental issues.

او یک سخنرانی موعظه‌گرایانه در مورد مسائل زیست‌محیطی ارائه کرد.

his preachy style turned off many potential listeners.

سبک موعظه‌گرایانه او بسیاری از شنوندگان بالقوه را دلسرد کرد.

they appreciated the message but found it a bit preachy.

آنها از پیام قدردانی کردند اما آن را کمی موعظه‌گرایانه یافتند.

her preachy remarks were meant to inspire change.

اظهارات موعظه‌گرایانه او برای الهام بخشیدن به تغییرات طراحی شده بود.

he has a tendency to be preachy when discussing politics.

وقتی در مورد سیاست صحبت می‌کند، تمایل دارد موعظه‌گرایانه باشد.

many viewers felt the documentary was overly preachy.

بسیاری از بینندگان احساس کردند که مستند بیش از حد موعظه‌گرایانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید