sermonizing

[ایالات متحده]/ˈsɜː.mə.naɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɜr.mə.naɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ارائه یک موعظه یا سخنرانی اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

sermonizing tone

لحن وعظ

sermonizing style

سبک وعظ

sermonizing voice

صدای وعظ

sermonizing approach

رویکرد وعظ

sermonizing manner

رفتار وعظ

sermonizing speech

سخنرانی وعظ

sermonizing message

پیام وعظ

sermonizing attitude

نگاه وعظ

sermonizing rhetoric

بیان وعظ

sermonizing discourse

گفتمان وعظ

جملات نمونه

he was sermonizing about the importance of honesty.

او در مورد اهمیت صداقت وعظ می کرد.

she spent the afternoon sermonizing to her friends.

او بعد از ظهر برای دوستانش وعظ می کرد.

the pastor was sermonizing on love and compassion.

کشیش در مورد عشق و شفقت وعظ می کرد.

they found him sermonizing in the park.

آنها او را در حال وعظ در پارک پیدا کردند.

his sermonizing style is very engaging.

سبک وعظ او بسیار جذاب است.

she dislikes sermonizing about politics.

او از وعظ در مورد سیاست خوش ندارد.

he often resorts to sermonizing when discussing ethics.

او اغلب در هنگام بحث در مورد اخلاق به وعظ متوسل می شود.

the teacher was sermonizing about the value of education.

معلم در مورد ارزش آموزش وعظ می کرد.

people often feel uncomfortable when he starts sermonizing.

افراد اغلب احساس ناراحتی می کنند وقتی او شروع به وعظ می کند.

she has a habit of sermonizing during family gatherings.

او این عادت را دارد که در گردهمایی های خانوادگی وعظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید