preponed meeting
جلسه زمانبندی شده زودتر
preponed schedule
برنامه زمانبندی شده زودتر
preponed deadline
مهلت نهایی زودتر
preponed appointment
قرار ملاقات زودتر
preponed event
رویداد زودتر
preponed class
کلاس زودتر
preponed flight
پرواز زودتر
preponed interview
مصاحبه زودتر
preponed delivery
تحویل زودتر
preponed presentation
ارائه زودتر
our meeting has been preponed to an earlier time.
جلسه ما به زمان زودتری موکول شده است.
the deadline for the project has been preponed by a week.
مهلت تحویل پروژه یک هفته به تعویق افتاده است.
she requested that her appointment be preponed.
او درخواست کرد که وقت ملاقاتش به زمان دیگری موکول شود.
the concert was preponed due to scheduling conflicts.
اجرا به دلیل تداخل در برنامه ریزی به زمان دیگری موکول شد.
he was pleased to learn that his flight was preponed.
او از اینکه پروازش به زمان دیگری موکول شده بود خوشحال شد.
the exam date has been preponed, so study hard!
تاریخ امتحان به زمان دیگری موکول شده است، پس سخت درس کنید!
due to unforeseen circumstances, the meeting was preponed.
به دلیل شرایط پیش بینی نشده، جلسه به زمان دیگری موکول شد.
they preponed the launch to take advantage of the market.
آنها زمان عرضه را به جلو انداختند تا از بازار استفاده کنند.
can we have our lunch preponed to 11 am?
آیا می توانیم ناهار خود را به ساعت 11 صبح موکول کنیم؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید