preponed

[ایالات متحده]/prɪˈpəʊnd/
[بریتانیا]/prɪˈpoʊnd/

ترجمه

v. به جلو (یک رویداد) حرکت کردن؛ از قبل آماده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

preponed meeting

جلسه زمان‌بندی شده زودتر

preponed schedule

برنامه زمان‌بندی شده زودتر

preponed deadline

مهلت نهایی زودتر

preponed appointment

قرار ملاقات زودتر

preponed event

رویداد زودتر

preponed class

کلاس زودتر

preponed flight

پرواز زودتر

preponed interview

مصاحبه زودتر

preponed delivery

تحویل زودتر

preponed presentation

ارائه زودتر

جملات نمونه

our meeting has been preponed to an earlier time.

جلسه ما به زمان زودتری موکول شده است.

the deadline for the project has been preponed by a week.

مهلت تحویل پروژه یک هفته به تعویق افتاده است.

she requested that her appointment be preponed.

او درخواست کرد که وقت ملاقاتش به زمان دیگری موکول شود.

the concert was preponed due to scheduling conflicts.

اجرا به دلیل تداخل در برنامه ریزی به زمان دیگری موکول شد.

he was pleased to learn that his flight was preponed.

او از اینکه پروازش به زمان دیگری موکول شده بود خوشحال شد.

the exam date has been preponed, so study hard!

تاریخ امتحان به زمان دیگری موکول شده است، پس سخت درس کنید!

due to unforeseen circumstances, the meeting was preponed.

به دلیل شرایط پیش بینی نشده، جلسه به زمان دیگری موکول شد.

they preponed the launch to take advantage of the market.

آنها زمان عرضه را به جلو انداختند تا از بازار استفاده کنند.

can we have our lunch preponed to 11 am?

آیا می توانیم ناهار خود را به ساعت 11 صبح موکول کنیم؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید