advanced technology
فناوری پیشرفته
advanced level
سطح پیشرفته
advanced training
آموزش پیشرفته
advanced skills
مهارتهای پیشرفته
advanced science
علم پیشرفته
advanced control
کنترل پیشرفته
advanced research
تحقیقات پیشرفته
advanced stage
مرحله پیشرفته
advanced treatment
درمان پیشرفته
advanced education
آموزش عالی
advanced course
دوره پیشرفته
advanced mathematics
ریاضیات پیشرفته
advanced country
کشور پیشرفته
advanced study
مطالعه پیشرفته
advanced development
توسعه پیشرفته
advanced age
سن پیشرفته
advanced cancer
سرطان پیشرفته
advanced economy
اقتصاد پیشرفته
advanced search
جستجوی پیشرفته
advanced model
مدل پیشرفته
advanced material
مواد پیشرفته
the troops advanced on the capital.
نیروها به سمت پایتخت پیشروی کردند.
negotiations are at an advanced stage.
مذاکرات در مرحله پیشرفته ای قرار دارند.
people of advanced years.
افراد با سالهای زیاد.
an advanced state of dissolution.
یک حالت پیشرفته انحلال.
an advanced lesson in maths.
یک درس پیشرفته در ریاضی.
He was advanced to the rank of captain.
او به درجه کاپیتان ارتقا یافت.
They advanced many reasonable proposals.
آنها پیشنهادهای معقول زیادی ارائه کردند.
advanced to the upper school.
به مدرسه بالاتر رفت.
an advanced text in physics.
یک متن پیشرفته در فیزیک.
The army advanced to meet the enemy.
ارتش برای مقابله با دشمن پیشروی کرد.
He advanced in office.
او در سمت خود پیشرفت کرد.
They advanced the time of the meeting.
آنها زمان جلسه را به جلو انداختند.
an advanced state of dehydration
یک حالت پیشرفته کم آبی.
an advanced stage of illness; a person of advanced age.
یک مرحله پیشرفته بیماری؛ یک فرد با سن بالا.
Technically it is the most advanced equipment ever.
از نظر فنی، این پیشرفته ترین تجهیزاتی است که تا به حال وجود داشته است.
she stood up and advanced towards him.
او ایستاد و به سمت او پیشروی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید