prized

[ایالات متحده]/praɪzd/
[بریتانیا]/praɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار ارزشمند یا گرانبها; به عنوان مهمی بزرگ در نظر گرفته شده

عبارات و ترکیب‌ها

prized possession

دارای ارزش

highly prized

بسیار ارزشمند

جملات نمونه

a prized collection of books

یک مجموعه ارزشمند از کتاب‌ها

Freedom is prized above riches.

آزادی بر ثروت ارجحیت دارد.

A good woman is prized above jewels.

یک زن خوب بر جواهرات ارجحیت دارد.

The boy’s bicycle was his most prized possession.

دوچرخه پسر، ارزشمندترین دارایی او بود.

the berries were prized for their healing properties.

توت‌ها به خاطر خواص درمانی خود مورد توجه بودند.

The boy's robot toy was his most prized possession.

اسباب‌بازی ربات پسر، ارزشمندترین دارایی او بود.

"Mined in the Byeshk and Graywall Mountains bordering Droaam, this rare metal is prized by smiths for use in jewelry and weapons.

این فلز کمیاب که در کوه‌های بییشک و گرالوال در مرز دروام استخراج می‌شود، توسط آهنگران برای استفاده در جواهرات و سلاح‌ها مورد توجه است.

نمونه‌های واقعی

Why was it that the ancients prized this Tao so much?

چرا باستان‌ها این دائو را آنقدر ارزشمند می‌دانستند؟

منبع: Tao Te Ching

Sentiment gauges are especially prized given the time lag in economic data.

سنجشگرهای احساسات به دلیل تأخیر در داده‌های اقتصادی به ویژه ارزشمند هستند.

منبع: The Economist - Finance

He won first prize in his group.

او جایزه اول را در گروه خود برد.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

Today the 1852 trophy oars are the oldest intercollegiate athletic prize in North America.

امروز، مروارهای تروفی 1852 قدیمی‌ترین جایزه ورزشی بین‌دانشگاهی در آمریکای شمالی هستند.

منبع: Entering Harvard University

Oh, Maggie, you can have my prize, so can I have your prize?

اوه، مگی، شما می‌توانید جایزه من را بگیرید، من هم می‌توانم جایزه شما را بگیرم؟

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

They received the prize for developing this ingenious tool for organic synthesis.

آنها جایزه را برای توسعه این ابزار هوشمندانه برای سنتز آلی دریافت کردند.

منبع: 2021 Nobel Laureates Interview Transcripts

He won a prize in the Gift Shop.

او جایزه ای در فروشگاه هدیه برد.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

House of Fraser is not a glittering prize.

خانه فرازر جایزه ای درخشان نیست.

منبع: The Economist (Summary)

They awarded her first prize at the flower show.

آنها جایزه اول او را در نمایشگاه گل اهدا کردند.

منبع: In the process of honing one's listening skills.

It's not like Carl's father is such a prize.

اینطور نیست که پدر Carl چنین جایزه ای باشد.

منبع: Modern Family - Season 07

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید