treasured

[ایالات متحده]/ˈtrɛʒ.əd/
[بریتانیا]/ˈtrɛʒ.ɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ارزشمند و عزیز
v. به شدت ارزش قائل شدن یا عزیز داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

treasured memories

خاطرات گرانبها

treasured possessions

دارایی‌های گرانبها

treasured moments

لحظات گرانبها

treasured relationships

روابط گرانبها

treasured gifts

هدیه‌های گرانبها

treasured traditions

رسوم گرانبها

treasured times

زمان‌های گرانبها

treasured experiences

تجربه‌های گرانبها

treasured friends

دوستان گرانبها

treasured values

ارزش‌های گرانبها

جملات نمونه

she has treasured memories of her childhood.

او خاطرات ارزشمند دوران کودکی خود را حفظ کرده است.

he treasured the friendship they shared.

او دوستی که با هم داشتند را ارج می‌نهاد.

they treasured the family heirloom passed down for generations.

آنها ارث خانوادگی که نسل به نسل منتقل شده بود را ارج می‌نهادند.

she has a treasured collection of rare books.

او مجموعه‌ای ارزشمند از کتاب‌های کمیاب دارد.

he treasured every moment spent with his grandparents.

او هر لحظه‌ای را که با پدربزرگ و مادربزرگش گذرانده بود، ارج می‌نهاد.

they treasured their time together during the holidays.

آنها زمان‌هایی را که در تعطیلات با هم بودند، ارج می‌نهادند.

she has a treasured photograph from their wedding day.

او یک عکس ارزشمند از روز عروسی‌شان دارد.

he treasured the advice his mentor gave him.

او نصیحتی که مربی‌اش به او داده بود را ارج می‌نهاد.

they treasured the traditions of their culture.

آنها سنت‌های فرهنگ خود را ارج می‌نهادند.

she has a treasured journal filled with her thoughts.

او یک دفتر خاطرات ارزشمند پر از افکارش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید