prodigality

[ایالات متحده]/ˌprɒdɪ'ɡælətɪ/
[بریتانیا]/ˌprɑdɪˈɡælɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسراف، ولخرجی

جملات نمونه

the prodigality of the sea

جاه‌طلبی دریا

a man of wonderful prodigality of ability

مردی با توانایی‌های فوق‌العاده و بی‌حد و حصر

His prodigality knows no bounds when it comes to buying designer clothes.

جاه‌طلبی او در خرید لباس‌های طراحتی حد و حصر ندارد.

She regrets her past prodigality and is now focused on saving money for the future.

او از اسراف گذشته خود پشیمان است و اکنون بر پس‌انداز پول برای آینده تمرکز دارد.

The prodigality of resources in this country is astounding.

اسراف منابع در این کشور شگفت‌انگیز است.

His prodigality with money eventually led to his financial downfall.

اسراف او با پول در نهایت منجر به سقوط مالی او شد.

The company's prodigality in spending on unnecessary luxuries raised concerns among shareholders.

اسراف شرکت در صرف هزینه‌ها برای تجملات غیرضروری نگرانی را در بین سهامداران برانگیخت.

Despite his prodigality, he always made sure to donate to charity regularly.

با وجود اسراف او، او همیشه اطمینان حاصل می‌کرد که به طور منظم به خیریه کمک می‌کند.

The prodigality of the royal family was a topic of gossip among the common people.

اسراف خانواده سلطنتی موضوع صحبت و غیبت در بین مردم عادی بود.

Her prodigality in spending on extravagant vacations often left her in debt.

اسراف او در هزینه‌های سفر‌های لوکس اغلب باعث می‌شد بدهی داشته باشد.

The government's prodigality in allocating funds to unnecessary projects raised concerns among taxpayers.

اسراف دولت در تخصیص بودجه به پروژه‌های غیرضروری نگرانی را در بین مالیات‌دهندگان برانگیخت.

His prodigality with compliments made others feel appreciated and valued.

اسراف او در تعریف و تمجید باعث شد دیگران احساس قدردانی و ارزشمند بودن کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید