squandering

[ایالات متحده]/ˈskwɒndərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskwɑːndərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل هدر دادن پول یا اموال

عبارات و ترکیب‌ها

squandering time

تلف کردن زمان

squandering resources

تلف کردن منابع

squandering money

تلف کردن پول

squandering opportunities

تلف کردن فرصت‌ها

squandering talent

تلف کردن استعداد

squandering energy

تلف کردن انرژی

squandering potential

تلف کردن پتانسیل

squandering wealth

تلف کردن ثروت

squandering chances

تلف کردن شانس‌ها

squandering efforts

تلف کردن تلاش‌ها

جملات نمونه

he is squandering his opportunities by not studying.

او با عدم مطالعه، فرصت‌های خود را تبذیر می‌کند.

they are squandering their money on unnecessary things.

آنها پول خود را روی چیزهای غیرضروری تبذیر می‌کنند.

squandering time can lead to missed deadlines.

تبذیر وقت می‌تواند منجر به از دست دادن مهلت‌ها شود.

she regrets squandering her youth on trivial matters.

او از تبذیر جوانی خود در مسائل جزئی پشیمان است.

squandering resources can harm the environment.

تبذیر منابع می‌تواند به محیط زیست آسیب برساند.

he was accused of squandering public funds.

او به تبذیر بودجه عمومی متهم شد.

many people are squandering their potential.

بسیاری از مردم از پتانسیل خود تبذیر می‌کنند.

squandering opportunities can lead to regret later in life.

تبذیر فرصت‌ها می‌تواند منجر به پشیمانی در زندگی بعدی شود.

they warned him about squandering his inheritance.

آنها به او در مورد تبذیر ارثیه خود هشدار دادند.

squandering energy on unproductive tasks is a common mistake.

تبذیر انرژی در انجام وظایف غیرمولد یک اشتباه رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید