profanes the sacred
حریم مقدس را بیاحترام میکند
profanes the ritual
آیین را بیاحترام میکند
profanes the name
نام را بیاحترام میکند
profanes the truth
حقیقت را بیاحترام میکند
profanes the art
هنر را بیاحترام میکند
profanes the faith
ایمان را بیاحترام میکند
profanes the legacy
میراث را بیاحترام میکند
profanes the memory
خاطره را بیاحترام میکند
profanes the silence
سکوت را بیاحترام میکند
profanes the peace
صلح را بیاحترام میکند
he profanes the sacred traditions of his culture.
او سنتهای مقدس فرهنگ خود را بیاحترامی میکند.
using foul language profanes the atmosphere of respect.
استفاده از زبان رکیک، فضای احترام را بیاحترامی میکند.
she profanes the beauty of art with her careless comments.
او با اظهارات بیمبالغهاش، زیبایی هنر را بیاحترامی میکند.
to joke about serious matters profanes their significance.
مسخره کردن مسائل جدی، اهمیت آنها را بیاعتبار میکند.
his actions profane the memory of those who sacrificed.
اقدامات او، خاطره کسانی که فداکاری کردند را بیاحترامی میکند.
they believe that swearing profanes their community values.
آنها معتقدند که فحاشی ارزشهای جامعه آنها را بیاحترامی میکند.
his careless remarks profane the spirit of the occasion.
اظهارات بیمبالغهآمیز او، روحیه مناسبت را بیاحترامی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید