profanes

[ایالات متحده]/prəˈfeɪnz/
[بریتانیا]/prəˈfeɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال یا کلمات بی‌احترامی
v. به چیزی مقدس با بی‌احترامی رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

profanes the sacred

حریم مقدس را بی‌احترام می‌کند

profanes the ritual

آیین را بی‌احترام می‌کند

profanes the name

نام را بی‌احترام می‌کند

profanes the truth

حقیقت را بی‌احترام می‌کند

profanes the art

هنر را بی‌احترام می‌کند

profanes the faith

ایمان را بی‌احترام می‌کند

profanes the legacy

میراث را بی‌احترام می‌کند

profanes the memory

خاطره را بی‌احترام می‌کند

profanes the silence

سکوت را بی‌احترام می‌کند

profanes the peace

صلح را بی‌احترام می‌کند

جملات نمونه

he profanes the sacred traditions of his culture.

او سنت‌های مقدس فرهنگ خود را بی‌احترامی می‌کند.

using foul language profanes the atmosphere of respect.

استفاده از زبان رکیک، فضای احترام را بی‌احترامی می‌کند.

she profanes the beauty of art with her careless comments.

او با اظهارات بی‌مبالغه‌اش، زیبایی هنر را بی‌احترامی می‌کند.

to joke about serious matters profanes their significance.

مسخره کردن مسائل جدی، اهمیت آنها را بی‌اعتبار می‌کند.

his actions profane the memory of those who sacrificed.

اقدامات او، خاطره کسانی که فداکاری کردند را بی‌احترامی می‌کند.

they believe that swearing profanes their community values.

آنها معتقدند که فحاشی ارزش‌های جامعه آنها را بی‌احترامی می‌کند.

his careless remarks profane the spirit of the occasion.

اظهارات بی‌مبالغه‌آمیز او، روحیه مناسبت را بی‌احترامی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید