abusive

[ایالات متحده]/əˈbjuːsɪv/
[بریتانیا]/əˈbjuːsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل یا مشخصه سوء استفاده یا بدرفتاری؛ مشخصه پرخاشگری یا افترا
adv. به طریقی که شامل سوء استفاده است؛ به طرز پرخاشگرانه یا فریبنده
n. عمل سوء استفاده یا بدرفتاری؛ عمل حمله یا افترا؛ فریب.

عبارات و ترکیب‌ها

abusive behavior

رفتار سوء

verbally abusive

ناسزاگوئانه

physically abusive

فیزیکی سوء

abusive relationship

رابطه سوء

جملات نمونه

he became quite abusive and swore at her.

او به طرز قابل توجهی پرخاشگر و به او فحش داد.

the abusive and predatory practices of businesses.

رفتارها و شیوه‌های غارتگرانه و سوء استفاده‌آمیز کسب و کارها.

Denunciatory or abusive language;vituperation.

زبان تحقیرآمیز یا پرخاشگرانه؛تکفیر.

the goalkeeper was sent off for using abusive language.

دروازه‌بان به دلیل استفاده از الفاظ رکیک اخراج شد.

they found that assaultive men had abusive parents.

آنها دریافتند که مردان مهاجم، والدین پرخاشگری داشتند.

she was greatly cast down by abusive criticism of her novels.

او به شدت تحت تأثیر انتقادات تند و زننده از رمان‌هایش قرار گرفت.

she wasin thrall to her abusive husband.

او اسیر شوهر پرخاشگرش بود.

He made many abusive remarks to me.

او بسیاری از حرف‌های زننده به من گفت.

Good manners ban abusive language anywhere.

ادب و احترام، استفاده از الفاظ رکیک را در هر مکانی ممنوع می‌کند.

If you find any comments which are deemed as abusive,obscene,vulgar,hateful,slanderous,threatening,or which are otherwise in volation of any laws,please contact us.

اگر هرگونه نظری را که به عنوان توهین‌آمیز، غنایمه، زننده، نفرت‌انگیز، افتراآمیز، تهدیدآمیز یا به هر نحوی ناقض قوانین تلقی می‌شود، پیدا کردید، با ما تماس بگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید