professes

[ایالات متحده]/prəˈfɛsɪz/
[بریتانیا]/prəˈfɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور علنی ادعا کردن یا اعلام کردن؛ به طور عمومی نشان دادن یا بیان کردن؛ اعتقادی یا ایمانی را profess کردن

عبارات و ترکیب‌ها

professes love

اظهار عشق

professes faith

اظهار ایمان

professes loyalty

اظهار وفاداری

professes belief

اظهار باور

professes knowledge

اظهار دانش

professes truth

اظهار حقیقت

professes interest

اظهار علاقه

professes intention

اظهار قصد

professes opinion

اظهار نظر

professes commitment

اظهار تعهد

جملات نمونه

she professes her love for art every day.

او هر روز عشق خود را به هنر ابراز می‌کند.

he professes to be an expert in his field.

او ادعا می‌کند که در زمینه خود یک متخصص است.

the teacher professes a passion for teaching.

معلم اشتیاق خود را به آموزش ابراز می‌کند.

they profess a commitment to environmental sustainability.

آنها تعهد خود را به پایداری محیط زیست ابراز می‌کنند.

she professes to have a deep understanding of philosophy.

او ادعا می‌کند که درک عمیقی از فلسفه دارد.

he professes his faith openly in public.

او ایمان خود را به طور آشکارا در حضور عموم ابراز می‌کند.

many politicians profess their dedication to public service.

بسیاری از سیاستمداران تعهد خود را به خدمت عمومی ابراز می‌کنند.

she professes that honesty is the best policy.

او ادعا می‌کند که صداقت بهترین سیاست است.

he professes to be a lifelong learner.

او ادعا می‌کند که یک یادگیرنده مادام العمر است.

they profess their support for the local community.

آنها از حمایت خود از جامعه محلی ابراز می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید