asserts

[ایالات متحده]/əˈsɜːrts/
[بریتانیا]/əˈsɝːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با اطمینان و قاطعیت بیان کردن، اغلب بدون ارائه مدرک؛ برای حفظ یا دفاع از یک عقیده یا موضع به طور قاطع؛ بر چیزی اصرار کردن که درست یا به روشی خاص انجام شود؛ به مرحله اجرا درآمدن یا نیرو گرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

asserts his innocence

اثبات بی‌گناهی

جملات نمونه

the lawyer asserts his client's innocence.

وکیل از بی‌گناهی موکل خود دفاع می‌کند.

she asserts that she has the necessary skills for the job.

او ادعا می‌کند که مهارت‌های لازم را برای انجام این کار دارد.

the report asserts the importance of environmental conservation.

گزارش بر اهمیت حفاظت از محیط زیست تاکید می‌کند.

he asserts his right to free speech.

او حق آزادی بیان خود را مطرح می‌کند.

the scientist asserts that climate change is a pressing issue.

دانشمند ادعا می‌کند که تغییرات آب و هوایی یک مسئله فوری است.

she confidently asserts her opinion in the meeting.

او با اطمینان نظر خود را در جلسه مطرح می‌کند.

the teacher asserts that hard work leads to success.

معلم ادعا می‌کند که تلاش سخت منجر به موفقیت می‌شود.

the politician asserts his commitment to healthcare reform.

سیاستمدار متعهد بودن خود به اصلاحات بهداشتی را اعلام می‌کند.

he asserts that the new policy will benefit everyone.

او ادعا می‌کند که سیاست جدید به نفع همه خواهد بود.

the author asserts her perspective in the introduction.

نویسنده دیدگاه خود را در مقدمه مطرح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید