declares

[ایالات متحده]/dɪˈklɛəz/
[بریتانیا]/dɪˈklɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی اعلام کردن; تأکید کردن یا بیان کردن; اعلام کردن (درآمد); اعلام پایان یک مسابقه کریکت

عبارات و ترکیب‌ها

declares war

اعلام جنگ

declares victory

اعلام پیروزی

declares bankruptcy

اعلام ورشکستگی

declares independence

اعلام استقلال

declares a state

اعلام یک کشور

declares results

اعلام نتایج

declares intent

اعلام قصد

declares emergency

اعلام وضعیت اضطراری

declares peace

اعلام صلح

declares open

اعلام باز بودن

جملات نمونه

the government declares a state of emergency.

دولت وضعیت اضطراری اعلام می‌کند.

she declares her intention to run for office.

او قصد خود برای نامزدی در انتخابات را اعلام می‌کند.

the company declares its annual profits.

شرکت سود سالانه خود را اعلام می‌کند.

he declares his love for her openly.

او عشق خود را به او به طور آشکارا اعلام می‌کند.

the court declares the defendant not guilty.

دادگاه متهم را بی‌گناه اعلام می‌کند.

the president declares a national holiday.

رئیس جمهور یک روز تعطیل ملی اعلام می‌کند.

she declares that she will no longer participate.

او اعلام می‌کند که دیگر شرکت نخواهد کرد.

the organization declares its commitment to sustainability.

سازمان تعهد خود را به پایداری اعلام می‌کند.

the scientist declares a breakthrough in research.

دانشمند یک پیشرفت در تحقیقات اعلام می‌کند.

the team declares their victory after the match.

تیم پیروزی خود را پس از مسابقه اعلام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید