supporting

[ایالات متحده]/sə'pɔrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ارائه دهنده کمک یا تشویق، ارائه دهنده پایه یا بنیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

supporting role

نقش مکمل

supporting evidence

گواهی

supporting statement

اظهارات پشتیبان

supporting system

سیستم پشتیبان

supporting facilities

امکانات پشتیبان

supporting structure

ساختار پشتیبان

supporting measures

اقدامات پشتیبان

supporting capacity

ظرفیت پشتیبان

supporting policies

خط مشی های پشتیبان

supporting frame

قاب پشتیبان

supporting service

خدمات پشتیبان

supporting actress

بازیگر نقش مکمل

best supporting actress

بهترین بازیگر نقش مکمل

supporting roller

غلتک نگهدارنده

supporting documentation

اسناد پشتیبانی

supporting actor

بازیگر نقش مکمل

supporting document

سند پشتیبان

supporting electrolyte

الکترولیت پشتیبان

best supporting actor

بهترین بازیگر نقش مکمل

supporting plate

صفحه پشتیبان

supporting point

نقطه پشتیبان

جملات نمونه

the supporting beams were rotten.

تیرهای نگهدارنده پوس شده بودند.

And Parvis was supporting me.

و پرویس از من حمایت می‌کرد.

the supporting roles are alarmingly one-dimensional creations.

نقش‌های مکمل به طرز نگران‌کننده‌ای تک‌بعدی و غیرواقعی به تصویر کشیده شده‌اند.

he points to several factors supporting this conclusion.

او به چندین عامل تأیید کننده این نتیجه‌گیری اشاره می‌کند.

arches were originally self-supporting structures.

طاق ها در اصل سازه های خود نگهدارنده بودند.

the strain of supporting the family was beginning to tell on him.

خستگی ناشی از حمایت از خانواده داشت بر او تاثیر می‌گذاشت.

rostral cartilage A gristly structure supporting the snout.

غضروف جناغی یک ساختار غضروفی است که از بینی حمایت می‌کند.

Smart money is supporting the conservative presidential candidate.

پول باهوش از نامزد ریاست‌جمهوری محافظه‌کار حمایت می‌کند.

Don't hazard your reputation by supporting that crook.

با حمایت از آن دزد، شهرت خود را به خطر نیندازید.

a buttress supporting the church wall

یک تکیه‌گاه که دیوار کلیسا را پشتیبانی می‌کند

bargains between political parties supporting the government.

توافقات بین احزاب سیاسی که از دولت حمایت می‌کنند.

the supporting cast includes old reliables like Mitchell.

بازیگران مکمل شامل افراد قابل اعتماد قدیمی مانند میچل هستند.

Supporting the Razorback football team was central to the idea of being an Arkansan.

حمایت از تیم فوتبال Razorback برای ایده بودن یک Arkansan بسیار مهم بود.

He has peddled the myth that he is supporting the local population.

او افسانه ای را تبلیغ کرده است که از جمعیت محلی حمایت می کند.

those incapable of supporting themselves by reason of age and infirmity

کسانی که به دلیل سن و ضعف جسمانی قادر به تأمین معاش خود نیستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید