If you make the laws clear and are cautious about orders, without divining the tortoise shell or milfoil you will obtain propitious results.
اگر قوانین را واضح کنید و در مورد دستورات محتاط باشید، بدون اینکه از لاک پشت یا گل ختمی استخراج کنید، نتایج مساعدی به دست خواهید آورد.
Producing metal Mg with magnesia supported by electrolytical chloride is a new method and also a good method to be propitious to environment.
تولید فلز منیزیم با استفاده از منیزیا با پشتوانه کلرید الکترولیتی یک روش جدید و همچنین روشی خوب برای مساعد بودن با محیط زیست است.
The Roman made an expiatory offering, and prayed, Whatever god or goddess thou art to whom this grove is sacred, be propitious to me, my family, and children, etc.
رومی یک نذر تطهیرآمیز انجام داد و دعا کرد: هر خدای یا الههای که به او این درختچه مقدس است، به من، خانوادهام و فرزندانم لطف کنید، و غیره.
propitious time for starting a new business
زمان مساعد برای شروع یک کسب و کار جدید
propitious moment to ask for a promotion
لحظه مساعد برای درخواست ترفیع
propitious opportunity to invest in the stock market
فرصت مساعد برای سرمایه گذاری در بازار سهام
propitious sign for a successful outcome
نشانه مساعد برای نتیجه موفقیت آمیز
propitious circumstances for a romantic dinner
شرایط مساعد برای یک شام عاشقانه
propitious weather for a beach vacation
آب و هوای مساعد برای یک تعطیلات ساحلی
propitious conditions for a fruitful collaboration
شرایط مساعد برای همکاری ثمربخش
propitious day for a wedding ceremony
روزی مساعد برای مراسم عروسی
propitious timing for a job interview
زمانبندی مساعد برای مصاحبه شغلی
propitious atmosphere for a peaceful negotiation
فضای مساعد برای مذاکره ای صلح آمیز
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید