proscribes

[ایالات متحده]/prəʊˈskraɪb/
[بریتانیا]/proʊˈskaɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی اعلام کردن (چیزی) خطرناک یا ممنوع

عبارات و ترکیب‌ها

law proscribes

قانون منع می‌کند

policy proscribes

سیاست منع می‌کند

act proscribes

عمل منع می‌کند

regulation proscribes

مقررات منع می‌کند

constitution proscribes

قانون اساسی منع می‌کند

rule proscribes

قاعده منع می‌کند

ethics proscribes

اخلاق منع می‌کند

code proscribes

کد منع می‌کند

standard proscribes

استاندارد منع می‌کند

guideline proscribes

راهنمای منع می‌کند

جملات نمونه

the law proscribes any form of discrimination.

قانون هر نوع تبعیض را منع می‌کند.

the policy proscribes the use of mobile phones during class.

سیاست استفاده از تلفن همراه در طول کلاس را ممنوع می‌کند.

the school proscribes cheating on exams.

مدرسه تقلب در امتحانات را ممنوع می‌کند.

the organization proscribes any behavior that violates its code of conduct.

سازمان هرگونه رفتاری که ناقض کد رفتار آن باشد را ممنوع می‌کند.

the regulations proscribe smoking in public areas.

مقررات استعمال دخانیات در مناطق عمومی را ممنوع می‌کند.

his actions were proscribed by the ethical guidelines.

عمل او توسط دستورالعمل‌های اخلاقی ممنوع شده بود.

the treaty proscribes the use of certain weapons.

معاهده استفاده از سلاح‌های خاص را ممنوع می‌کند.

the company proscribes any form of harassment in the workplace.

شرکت هرگونه آزار و اذیت در محل کار را ممنوع می‌کند.

the constitution proscribes acts against national security.

قانون اساسی اقداماتی علیه امنیت ملی را ممنوع می‌کند.

the guidelines clearly proscribe conflicts of interest.

دستورالعمل‌ها به وضوح تضاد منافع را ممنوع می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید