bans

[ایالات متحده]/bɑːnz/
[بریتانیا]/banz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعلان رسمی عمومی از یک ازدواج مورد نظر، به ویژه یکی که در کلیسا قبل از مراسم خوانده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

smoking bans

ممنوعیت استعمال دخانیات

book bans

ممنوعیت کتاب‌ها

driving bans

ممنوعیت رانندگی

firearm bans

ممنوعیت اسلحه

travel bans

ممنوعیت سفر

protest bans

ممنوعیت اعتراض

export bans

ممنوعیت صادرات

advertising bans

ممنوعیت تبلیغات

internet bans

ممنوعیت اینترنت

جملات نمونه

the government bans smoking in public places.

دولت استعمال دخانیات را در اماکن عمومی ممنوع می‌کند.

the school bans the use of cell phones during class.

مدارس استفاده از تلفن همراه در زمان کلاس را ممنوع می‌کند.

many countries have bans on plastic bags.

بسیاری از کشورها ممنوعیت استفاده از کیسه‌های پلاستیکی دارند.

the city imposes bans on loud music after 10 pm.

شهر ممنوعیت پخش موسیقی با صدای بلند بعد از ساعت 22 را اعمال می‌کند.

some companies have bans on workplace discrimination.

برخی از شرکت‌ها ممنوعیت تبعیض در محیط کار دارند.

the new law bans the sale of fireworks.

قانون جدید فروش آتش‌بازی را ممنوع می‌کند.

environmental groups advocate for bans on harmful chemicals.

گروه‌های محیط‌زیستی از ممنوعیت مواد شیمیایی مضر حمایت می‌کنند.

there are bans on certain pesticides to protect bees.

برای محافظت از زنبورها، ممنوعیتی بر استفاده از برخی از سموم دفع آفات وجود دارد.

the airline bans oversized luggage to ensure safety.

شرکت هواپیمایی به منظور حفظ ایمنی، حمل چمدان‌های بزرگ را ممنوع می‌کند.

some cities have bans on the use of gas-powered lawn mowers.

برخی از شهرها ممنوعیت استفاده از چمن‌زن‌های با سوخت گاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید