prosperously

[ایالات متحده]/ˈprɒspərəsli/
[بریتانیا]/ˈprɑːspərəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی موفق یا رونق‌دار; به طریقی خوش‌شانس یا بخت‌یار

عبارات و ترکیب‌ها

live prosperously

زندگی مرفه‌

grow prosperously

رشد مرفه‌

thrive prosperously

به‌خوبی شکوفا شوید

prosperously flourish

به‌خوبی شکوفا شوید

prosperously succeed

به‌خوبی موفق شوید

prosperously develop

به‌خوبی توسعه یابید

prosperously advance

به‌خوبی پیشرفت کنید

prosperously expand

به‌خوبی گسترش یابید

prosperously achieve

به‌خوبی دستاورد کسب کنید

prosperously live

به‌خوبی زندگی کنید

جملات نمونه

they lived prosperously in the city.

آنها به طور سودمند در شهر زندگی می‌کردند.

the business grew prosperously over the years.

کسب و کار آنها در طول سال‌ها به طور سودمند رشد کرد.

she managed her finances prosperously.

او امور مالی خود را به طور سودمند مدیریت کرد.

the community thrived prosperously after the new development.

جامعه پس از توسعه جدید به طور سودمند شکوفا شد.

they invested wisely and lived prosperously.

آنها باهوشانه سرمایه گذاری کردند و به طور سودمند زندگی کردند.

the garden flourished prosperously in the spring.

باغ در بهار به طور سودمند شکوفا شد.

his career progressed prosperously after the promotion.

پس از ارتقا، شغل او به طور سودمند پیشرفت کرد.

they celebrated their prosperously achieved goals.

آنها دستاوردهای سودمند خود را جشن گرفتند.

the economy is recovering and growing prosperously.

اقتصاد در حال بهبودی و رشد سودمند است.

with hard work, they lived prosperously ever after.

با تلاش زیاد، آنها همیشه به طور سودمند زندگی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید