The war was protracted for four years.
جنگ به مدت چهار سال طولانی شد.
a protracted and bitter dispute.
یک نزاع طولانی و تلخ.
to protract one's stay for some days
برای چند روز اقامت خود را طولانی کند.
The cat protracted its paws.
گربه پنجه های خود را کش داد.
disputants who needlessly protracted the negotiations.
طرفین درگیری که مذاکرات را به طور غیرضروری طولانی کردند.
We won victory through protracted struggle.
ما پیروزی را از طریق مبارزه طولانی به دست آوردیم.
he had certainly taken his time, even protracting the process.
او قطعاً وقت خود را تلف کرده بود، حتی روند را طولانی می کرد.
was engaged in a protracted struggle with a determined enemy.
درگیر یک مبارزه طولانی با دشمن مصمم بود.
After protracted consideration the national government had decided to ask a mandate from the people.
پس از بررسی طولانی مدت، دولت ملی تصمیم گرفت مأموریتی از مردم بخواهد.
Conventional ventilators have their limitations in management of certain conditions such as protracted hypercarbia in bronchopulmonary dysplasia (BPD).
تهویه مکانیکی سنتی دارای محدودیت هایی در مدیریت شرایط خاص مانند هایپرکاپنیا طولانی مدت در دیسپلازی برونکوپولمونری (BPD) است.
angle of helix, protracting crus of helix, and repairing auricular tubercle, antitragus and defects, the frameworks of helix and antihelix were cohered to form the cartilage framework.
زاویه هلیکس، کروس پروترکتینگ هلیکس و ترمیم برآمدگی گوش، آنتیترگوس و نقصها، چارچوبهای هلیکس و آنتیهلیکس برای تشکیل چارچوب غضروفی منسجم شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید